| کلوب آی دی | tina_gf2006 ، سن کلوبی : 3 سال و 7 ماه و 17 روز |
| درباره من | كاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود كه برای بیان كردنش نیاز به شهامت نبود کاش روزی میرسید که زندگی برای من بود و نه من برای زندگی ، آن روز که من به پناهی احتیاج داشتم هیچ کس نبود که دستان سرد مرا بگیرد. ولی امروز در پس پرده ی تردیدم . نمیدانم روزگار چگونه میگذرد فقط میدانم در حال گذر است. من گل شقایقی هستم که عشق را فراموش کرده ام شاید هم بی وفایی روزگار عشق را از من گرفته....! اما نجوایی از دور مرا به خود میخواند نمیدانم به طرفش بروم یا از آن حذر کنم هر چه هست زیباست |
| وضعیت | زن22 ساله مجرد متولد 23/آذر/1369 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، مشهد |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| قد | 165-170 |
| وزن | 55-60 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه ، شلوغ |
| مد و ظاهر | متغيير ، جين ، معمولي |
| صفحه وب | http://profiles.yahoo.com/u/RXUW7GW5ILOOT73I4HJ3O2RM2M |
| تاریخ عضویت | 7 تیر 1387 ساعت 02:19 |
| علایق | Music |
| ورزش | valibal,shena.tenis |
| موسيقي | harchi ke arzeshe goosh dadan dashte bashe... |
| برنامه تلويزيون | top cut GEM tv |
| من در يک جمله ! | shayad ziyadii maghroram vali hamineke hast toam kota biya age nemikhaii bedim az dast....
|
| مهمترين چيزها | شبی از پشت یك تنهایی نمناك و بارانی تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا كردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم پس از یك جست وجوی نقره ای در كوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی كه در تنهاییم روییدند با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی: دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها كردم. این بود آخرین حرفت و رفتی...! و من بعد ار عبور تلخ و غمگینت چشم هایم را به روی اشكی از جنس غروب ساكت و نارنجی خورشید وا كردم. نمی دانم چرا رفتی...؟ نمی دانم چرا...؟ شاید خطا كردم و تو بی آن كه فكر غربت چشمان من باشی نمی دانم كجا...؟ تا كی...؟ برای چه...؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یك قلب دریایی ترك برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاكستری گم شد و گنجشكی كه هر روز از كنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتنت آسمان چشم هایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار كسی حس كرد من بی تو تمام هستم از دست خواهد رفت كسی حس كرد من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریاچه بغضی كرد كسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آن كه می دانم تو هرگز یاد مرا با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگرد... برگرد و ببین كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید كسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو : كه در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم و من در حالتی ما بین اشك و حسرت و تردید كنار انتظاری كه بدون پاسخ و سرد است در امواج پاییزی ترین ویرانی یك دل میان غصه ای از جنس بغض كوچك یك ابر نمی دانم چرا...؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | معمولي |
| وضعيت ظاهري | متوسط |
| مشخصه اصلي | مدعي ! ، مهربان ، لبخند دائمي ، گپ زن ، پر سرو صدا ، پر هيجان |
| فرد مورد نظر آشنایی | تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبته |
| فرد ايده آل زندگي | gashtan nabod nagard nist |
| موارد غیر قابل تحمل | -- |