لیست کلوبها :: 47مهربانم 6 اردیبهشت 87 - 00:58 |
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها، به تو می اندیشد و کمی، دلش از دوری تو دلگیر است.... مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ، به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش اینست؛ زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد... مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که دنیایش را، همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد.... مهربانم، ای خوب! یک نفر هست که با تو تک و تنها، با تو پر اندیشه و شعر است و شعور! پر احساس و خیال است و سرور! مهربانم، ای یار، یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد و دعا می کند این بار که تو با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی و پر از عاطفه و عشق و امید به شب معجزه و آبی فردا برسی…
|
لیست توصیفنامه ها9 اردیبهشت 87 - 01:10 | |
خداوند بی نهایت است
اما به قدر نیاز تو فرود می آید
به قدر ارزش تو گسترده می شود
وبه قدر ایمان تو كارگشاست |
9 اردیبهشت 87 - 00:59 | |
من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست !
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام !
گل بگو گل بشنو ...
هر کسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفای من گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ما اینجاست
|
17 دی 86 - 00:16 | |
در دیار ِ رویاهای ِ خویش
با تو درنگ میکنم
در فراسوهای ِ عشق
تو را دوست میدارم،
در فراسوهای ِ پرده و رنگ.
در فراسوهای ِ پیکرهای ِمان
با من وعدهی ِ دیداری بده.
|













