__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 313
  • نام کلوب :گاهواره های شعر
    نام انگلیسی : poetic_cradles
    تاسیس : 27 آبان 1384
    120 عضو ، 34 بحث ،

    گاهواره های شعر

  • نام کلوب :وودانگ
    نام انگلیسی : woodang
    تاسیس : 15 مهر 1384
    36 عضو ، 24 بحث ، 5 آلبوم ، 1 مقاله

    وودانگ

  • نام کلوب :وینگ چون سنتی
    نام انگلیسی : wingchun
    تاسیس : 11 آذر 1384
    32 عضو ، 33 بحث ، 6 آلبوم ، 6 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    وینگ چون سنتی

  • نام کلوب :مردان اسطوره ای ایران
    نام انگلیسی : the_legend_men_of_persian_land
    تاسیس : 25 آذر 1384
    164 عضو ، 111 بحث ، 4 آلبوم ، 8 مقاله ، 6 لینک

    مردان اسطوره ای ایران زمین

  • نام کلوب :ناسیونالیسم
    نام انگلیسی : nationalism
    تاسیس : 30 اردیبهشت 1384
    157 عضو ، 47 بحث ، 4 آلبوم ، 9 مقاله ، 1 لینک

    ناسیونالیسم

  • نام کلوب :ایران آزاد
    نام انگلیسی : free_iran
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    84 عضو ، 29 بحث ، 2 آلبوم ، 2 مقاله ، 1 لینک

    ایران آزاد

سوگنامه غربت
30 تیر 87 - 10:45

سوگنامه غربت

 

roghayah1.jpg

چشمانش را كه گشود موج نگاهش را به دریای نگاه عمه
فرستاد.

 عطر نوازشگر دستان عمه را در هوای ساكت خرابه بوئید.

غنچه كبود شده لبان از هم گشود و فریادی به بلندی بام های

دنیا در حنجره اش جان گرفت و همچون نجوایی غریب به گوش رسید كه :

بابا....

ترنم درد آفرین نهیبش پنجه ای دردناك شد كه بر دل ها چنگ

انداخت و باران آشیانه چشمان همگان را با خود شستشو داد.


صدای شیون ملائك به گوش می رسید در آن گوشه خرابه كه

 برپیكر شب سیاهی افكنده بود و ماه از شرم سپیدی موهای

 سه ساله دختری رخ در نقاب كشیده بود.

 

شهر در پس پرده های غبارآلود غفلت و جهالت خفته بود كه

ناگاه فریادی به بلندای تاریخ، چشمان غنوده در بی خبری را

بر آشفت و اسطوره ظلم و ستم كه در شرارت خود فنا گشته

 بود و افسانه بدی و بد خواهی نام گرفته بود،

 تلاطم شب را به اوج رسانید آنگاه كه حیرت زده پرسید:

چیست این صدا؟...

و پاسخ شنید:

 سه ساله دختری بابا می خواهد!

 كریهانه خنده سر داد و جغدان شرم به شب نشسته با او

همنوا شدند و طبق نور وارد خرابه شد

 

 و عطر بابا فضای جانها را از آن خرد كرد

 

. ملائك آرام گرفتند تا سه ساله دختر با قد خمیده به پیشواز

طبق برود و جام جانش را با بوسه بر لبان پدر لبریز سازد.


عطر آسمانی پدر را به شام جان خریده بود و به دنبال بابا می

گشت و چشمان جستجوگرش را بر طبق پوشیده، دوخته بود.

دست بر كمر زانو بر زمین نهاد آنگاه كه طبق را مقابل

چشمان بر زمین نهادند.


صدای تلاوت نور را می شنید و نجوای دلنشین بابا ....


عمه را می گریست كه چشمانش خانه درد بود و رخ به رخش

زانو بر زمین نهاده بود.

 اشتیاق چشمان بابا گرم تر و سوزان تر از خورشیدی كه ظهر

بر خرابه تابیده بود از پس پرده افتاده بر طبق وجودش را

سكرآور از آن خود می ساخت.


چشم ها به او دوخته شده بود و آماده باریدن بود.

 آه و ناله افلاكیان به گوش می رسید و صدای گریه ملائك

جانها را به آتش می كشید.

دست بر پرده نهاد و عمه چشمانش را بست و او با ولع گشود .


عطر الهی بابا را از پس پرده شنیده بود و حالا مشتاق دیدار


چشمان همیشه سخنگوی بابا و آنچه دید .......


ارکان عرش لرزید و شهر از جان پناه غفلت و نادانی با فریاد


جان خراش سه ساله دختری قد خمیده به در آمد.


طعم پاك چشم های بابا هوای خرابه را از آن خرد كرد و نفس

 های بوی عشق گرفت.


جمله اش در سراسر تاریخ طنین انداز گشت:

 یا ابتاه!

 من ذالذی خضبك بدمائك!

یا ابتاه!

من ذالذی قطع وریدیك!

 یا ابتاه!

 من ذالذی ایتمنی علی صغر سنی!

34ffocx.jpg

 لب بر لب خونین پدر نهاد و هرم داغ عاشورا دوباره در تمام

لحظه های خرابه پیچید.


با دستان كوچكش تمام مرثیه ها را مقابل دیدگان پدر ورق زد و

سوگنامه غریبی را در دیار غریبان به نجوا نشست.


دوباره غروب عاشورا زنده شد و دوباره داغ اندوه سنگین تر از هر

زمان دیگری جانها را نواخت و قلبها را گداخته كرد .....


و آنگاه كه تاول پر خون پاهایش را در معرض دیدگان پدر نهاد،

 آخرین جرعه های عشق را از لبان پدر نوشید و عطر آسمانی

 پدر را به كام جان خرید و این آغاز صبحی بود با طراوت و روشن


 در زندگی رقیه سه ساله صبحی كه جان او را پیوندی داد ابدی

 با جان عاشق پدر و ملائك شیون كردند

 و صدای گریه شان در افلاك طنین انداز شد

 و خرابه شام ماند و نجوای همیشه زنده دختركی دردمند در

هجران درد آلود پدر!


شام ماند و شرمندگی اش

 كه

 تا همیشه تاریخ رنج و محنت قد خمیده و موهای سپید سه

ساله دختركی را به دوش خواهد كشید ....

 

عمه ماند و دردی افزون كه بار امانت از دستش افتاد 

و نوگلی نازدانه پرپر شد

 پیش از آنكه عطر روح بخش پدر را دوباره از فضای شهر مدینه

بشنود و سر در آغوش رسول الله (ص) نهد و بغض با او بگشاید.

 شام ماند و تمام غصه هایش و سوز غربت دختركی كه همه

تاریخ را با سوز ناله هایش سوزاند.

یا علی

یا هو

 

لیست توصیفنامه ها
30 تیر 87 - 10:31
تو یعنی در سحرگاهی طلایی به یک احساس تشنه آب دادن تو یعنی نسترن های وفا را به رسم مهربانی تاب دادن تو یعنی غربت یک اطلسی را ز شوق آرزو سرشار کردن تو یعنی با طلوع آبی مهر صبور و شوق آرزو سرشار کردن تو را آن قدر در دل می سرایم که دل یعنی ترا زیبا سرودن فدای تو شقایق احساس و رویای بی آغاز سرودن
28 تیر 87 - 20:39
شنیده ام زمانی که فرشته ای می گرید... در گوشه ای از این دنیای بزرگ قلب پاکی شکسته است.. و اشکهای فرشته چکه چکه بر زمین می نشیند تا همه بدانند ،امروز قلب پاکی شکسته است.........
26 تیر 87 - 05:37
ولأدت حضرت أمیرألمؤمنین ، مولى ألموحدین،إمام ألمتقین ،علم ألیقین ، حبل ألمتین ، یعسوب ألدین ، أمین ألمسلمین قأئد ألغرألمحجبین ، نفس أللة ، روح أللة ، بأب أللة ، حبل أللة ، وجة أللة ، عین أللة ، ید أللة ، سیف أللة علی(ع) برأمام رضا ،بقیة أللة وشیعیان مبارك. یاعلی مدد www.siminoof.mihanblog.com
__