__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 31
  • نام کلوب :نیویورک
    نام انگلیسی : new_york_fans
    تاسیس : 5 فروردین 1384
    106 عضو ، 21 بحث ، 10 آلبوم ، 1 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    نیویورک

  • نام کلوب :گیشا
    نام انگلیسی : gisha
    تاسیس : 30 دی 1383
    439 عضو ، 50 بحث ،

    گیشا

  • نام کلوب :متولدین 1363
    نام انگلیسی : motevaledine1363
    تاسیس : 27 دی 1383
    1817 عضو ، 43 بحث ، 8 آلبوم ، 2 مقاله

    متولدین 1363

  • نام کلوب :انجمن كورش بزرگ
    نام انگلیسی : koroshkabir
    تاسیس : 30 دی 1383
    11951 عضو ، 2815 بحث ، 7 آلبوم ، 34 مقاله ، 22 لینک ، 1 نظرسنجی

    انجمن كورش بزرگ

  • نام کلوب :خاتمی
    نام انگلیسی : khatami
    تاسیس : 10 تیر 1384
    2153 عضو ، 971 بحث ، 14 آلبوم ، 3 مقاله ، 2 لینک

    خاتمی

  • نام کلوب :جانی دپ
    نام انگلیسی : johny
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    1389 عضو ، 123 بحث ، 80 آلبوم ، 6 مقاله ، 13 لینک ، 3 نظرسنجی

    جانی دپ

قصه باور نكردنی
29 شهریور 86 - 01:19

یكی داشت؛ یكی نداشت  پادشاهی سه پسر داشت  دوتاش كور بود و یكیش اصلاً چشم نداشت  پسرها رفتند پیش پادشاه؛ تعظیم كردند و گفتند :  ای پدر  دلمان خیلی گرفته  اجازه بده چند روزی بریم شكار و حال و هوایی عوض كنیم  .
پادشاه اجازه داد  پسرها رفتند پیش میرآخور  گفتند :  سه تا اسب خوب و برو بده ما بریم شكار

میرآخور گفت : بروید تو اصطبل و هر اسبی كه خواستید ببرید

رفتند دیدند تو اصطبل فقط سه تا اسب هست  دوتاش چلاق بود و یكیش اصلاً پا نداشت  اسب ها را آوردند بیرون و رفتند به میرشكار گفتند :  سه تا تفنگ خوب بده ما بریم شكار  .
میرشكار گفت :   بروید تو اسلحه خانه و هر تفنگی كه می خواهید بردارید  
پسرها رفتند دیدند سه تا تفنگ تو اسلحه خانه هست  دوتاش شكسته بود و یكیش قنداق نداشت  آن ها را ورداشتند؛ سوار اسب هاشان شدند و از دروازه ای كه در نداشت رفتند به بیابانی كه راه نداشت  از كوهی گذشتند كه گردنه نداشت و به كاروانسرایی رسیدند كه دیوار نداشت  تو كاروانسرا سه تا دیگ بود  دوتاش شكسته بود و سومی اصلاً ته نداشت
همین جور كه می رفتند سه تا تیر و كمان پیدا كردند  دوتاش شكسته بود و یكیش اصلاً زه نداشت رسیدند به سه تا آهو و با همان تیر و كمان ها آن ها را زدند  وقتی رفتند بالای سرشان, دوتاش مرده بود و یكیش اصلاً جان نداشت  آهو ها را بردند تو همان كاروانسرایی كه دیوار نداشت  پوستشان را كندند و آن ها را گذاشتند تو همان دیگ هایی كه دوتاش شكسته بود و یكیش ته نداشت  زیرشان را آتش كردند؛ استخوان پخت گوشت اصلاً خبر نداشت تشنه كه شدند, گشتند دنبال آب  سه تا نهر پیدا كردند  دوتاش خشك بود؛ یكیش اصلاً آب نداشت  از زور تشنگی پوز گذاشتند به نهری كه نم داشت و بنا كردند به مكیدن  دوتاشان تركید؛ یكیشان اصلاً سر از نهر ورنداشت
به شاه خبر دادند این چه شكاری بود كه این بچه ها رفتند  شاه وزیرش را خواست و گفت :به اجازه چه كسی گذاشتی این بچه ها برند شكار؟ زود برو تا بلایی سرشان نیامده آن ها را برگردان كه حوصله درد سر ندارم  
رفتیم بالا آرد بود؛
اومدیم پایین خمیر بود؛
قصه ما همین بود

__