__
لیست دوستان :: 342
لیست کلوبها :: 645
  • نام کلوب :دوستی همان عشق است بدو
    نام انگلیسی : dostihamaneshghast
    تاسیس : 2 دی 1384
    103 عضو ، 45 بحث ،

    دوستی همان عشق است بدون بالهایش

  • نام کلوب :سطل آشغال
    نام انگلیسی : zobale
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    27 عضو ، 11 بحث ،

    سطل آشغال

  • نام کلوب :کافی نت اسکار مرند
    نام انگلیسی : ulduzlarcoffeenet
    تاسیس : 26 آبان 1385
    148 عضو ، 28 بحث ، 8 آلبوم ، 21 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    کافی نت اسکار مرند

  • نام کلوب :دختر و پسرای ایرونی
    نام انگلیسی : 7438
    تاسیس : 31 اردیبهشت 1384
    2852 عضو ، 87 بحث ، 2 آلبوم ، 3 مقاله ، 6 لینک

    دختر و پسرای ایرونی

  • نام کلوب :فریدون زندی
    نام انگلیسی : fzandi
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    786 عضو ، 39 بحث ، 9 آلبوم ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    فریدون زندی

  • نام کلوب :استاد سیاوش قمیشی
    نام انگلیسی : siavashghomeishi
    تاسیس : 25 دی 1383
    3960 عضو ، 455 بحث ، 13 آلبوم ، 5 مقاله ، 14 لینک ، 1 نظرسنجی

    استاد سیاوش قمیشی

و یکی در راه است.
16 بهمن 86 - 11:31

...  خانم  حقیقت امر این است که من در حال حاضر با تمام وجودم  از تمام نویسندگان  و شعرایی که زن را فرشته ی آسمانی و سرچشمه ی سعادت و خوشبختی زندگی مرد قلمداد کرده اند به شدت متنفرو منزجرم زیرا زن را مظهر شیطان میدانم.شیطانی که رحم و عطو فت نمی شناسد .


یک زن از زیبایی خدا دادی خود تا حد اکثر  امکان سو ء استفاده می کند .بد بختی و تباهی به وجود می آورد.دریغ که این فرشته ی رحمت شعرا از جنایات خود کوچکترین تاسف و تاثری هم ندارد.

یک زن هنگامی که از زیبایی فوق العاده ای بهره مند است

و خود از این عطیه ی الهی آگاهی دارد

خواه نا خواه هوس مشئومی در او به وجود می آید که از میزان و کار آیی زیبایی و طراوت خویشتن آگاه شود قدرت اجرایی برق نگاه خود را بیازماید .اینجاست که مردی بیچاره و بی خبر و بی گناه وسیله ی این آزمایش بی رحمانه قرار می گیرد.مرد با نگاه گرمی رو به رو می شود نگاهی که وعده ها و وعیدها در خود نهفته دارد.آنگاه  مرد نگون بخت  فریب می خورد و عاشق می شود.زندگی و سر نوشت خود را به پای محبوب خود میریزد.بهتر بگویم به دست عاری از ترحم او می سپارد و زن...هنگامی که از عشق مرد به خود اطمینان یافت و او را افتاده در خاک دید.نگاهی کوتاه و گذرا به اسباب بازی کهنه و مزخرف خود می اندازد و می گذرد و هر آنچه را که دیده و شنیده فراموش می کند...

 

لیست توصیفنامه ها
17 فروردین 87 - 10:23
در زندگی تنها یك وظیفه وجود دارد و آن وظیفه شادی است. شادی دلیل بودنمان در اینجاست اما همه وظایفمان ، قوانین اخلاقی و مقررات ما را شاد نمی سازند ، و از این روست كه ما به ندرت یكدیگر را شاد می گردانیم. اگر انسان برای خوب بودن زنده است فقط می تواند هنگام شادی چنین باشد ، هنگامی كه او در هماهنگی با خویشتن است و به كلامی دیگر ، هنگامی كه او عشق می ورزد این تنها درس است تنها درس جهان درسی كه عیسی آموخت درسی كه بودا آموخت و هگل نیز. برای هر یك از ما ، مهمترین چیز در جهان هستی درون ماست: روح ، توان عشق ورزیدن، اگر این هستی را نظمی نیكوست چه تفاوت میان شیرینی و نان خشك جامه ی جواهر نگاه یا ژنده و جهانی كه در خلوص با روح چرخ می زند چه نیكو خواهد بود، آنگاه كه در نظمی نیكوست.
10 بهمن 86 - 00:11
ر کنارم نیستی آرام باور میکنم چشمهای خیسه خود را باز تر میکنم عاشقت بودم تو هم مست دو چشمایه ترم عاقبت از دوریت بر سینه خنجر میزنم نام من رفت از دلت، خود را گرفتی از دلم به خیالت من هوای یار دیگر می کنم
7 بهمن 86 - 11:59
فرشته بخواب فرشته بخواب! زندگی از پنجره ای که تو ایستاده به کوچه آن می نگری زیباست! دختر زیبای آنسوی پنجره....! افسوس که “دیگران” به زیبایی پنجره تو قد نمی دهند! “دیگران” از پنجره آلوده خود رهگذر را زشت می بینند. من تو را از پنجره در آرزو دیدم و تو.... مرا از بالا رهگذر کوچه! هر روز آرزو گذر کردم به هر روز رهگذر آرام خندیدی! دلم شکست. از نگاه “دیگران” به کوچه پرسیدی.... رهگذر...؟؟! از “دیگران” فرار کرد، تو زیبا ندیدی...!
__