لیست توصیفنامه ها10 اسفند 86 - 21:40 | |
گر تو صد سیب و صد آبی بشمری صد نماند یک شود چون بفشری در معانی قسمت و اعداد نیست در معانی تجزیه و افراد نیست اتحاد یار با یاران خوشست پای معنی گیر صورت سرکشست |
8 مهر 86 - 22:51 | |
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
مارا که تو منظوری خاطر نرود جایی
یا چشم نمی بیند یا راه نمی دان
د
هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی
دیوانۀ عشقت را جایی نظر افتادست
کانجا نتواند رفت اندیشه دانایی
امّید تو بیرون برد از دل همه امّیدی
سودای تو خالی کرد از دل همه سودایی
گویند رفیقانم در عشق چه سر داری
گویم که سری دارم در باخته در پایی
من دست نخواهم برد الاّ به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
گویند تمناّیی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تنماّیی
|
20 شهریور 86 - 12:27 | |
ای بیخبران شکل مجسم هیچ است
وین طارم نهسپهر ارقم هیچ است
خوش باش که در نشیمن کون و فساد
وابستهی یک دمیم و آن هم هیچ است!
دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است
و آن نیز كه گفتی و شنیدی هیچ است
سر تا سر آفاق دویدی هیچ است
و آن نیز كه در خانه خزیدی هیچ است
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم ؟ هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ
شمع طربم ، ولی چو بنشستم ، هیچ
من جام جمم ، ولی چو بشكستم ، هیچ
با یار چو آرمیده باشی همه عمر
لذات جهان چشیده باشی همه عمر
هم آخر كار رحلتت خواهد بود
خوابی باشد كه دیده باشی همه عمر
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
نه حق نه حقیقت ، نه شریعت نه یقین
اندر دو جهان که را بود زهرهی این؟
عمرت تا كی بخود پرستی گذرد
یا در پی نیستی و هستی گذرد
می خور كه چنین عمر كه غم در پی اوست
|










