__
لیست دوستان :: 48
لیست کلوبها :: 18
  • نام کلوب :دانشگاه آزاد تاکستان
    نام انگلیسی : iaut
    تاسیس : 19 دی 1383
    374 عضو ، 69 بحث ، 35 آلبوم ، 14 مقاله ، 66 لینک ، 3 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد تاکستان

  • نام کلوب :دختر ایرونی
    نام انگلیسی : girrrrl
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    4525 عضو ، 56 بحث ، 7 آلبوم ، 50 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    دختر ایرونی

  • نام کلوب :سهراب سپهری
    نام انگلیسی : sohrab_sepehri
    تاسیس : 15 دی 1383
    12404 عضو ، 75 بحث ، 15 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    سهراب سپهری

  • نام کلوب :انجمن مهندسین مکانیک
    نام انگلیسی : ims
    تاسیس : 20 دی 1383
    2363 عضو ، 64 بحث ، 5 آلبوم ، 26 مقاله ، 31 لینک

    انجمن مهندسین مکانیک ایران

  • نام کلوب :گیتاریست
    نام انگلیسی : guitarist
    تاسیس : 22 دی 1383
    5098 عضو ، 110 بحث ، 2 مقاله

    گیتاریست

  • نام کلوب :تنهایی
    نام انگلیسی : tanhae2
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    6323 عضو ، 948 بحث ، 10 آلبوم ، 2 مقاله

    تنهایی

19 آبان 85 - 03:41






رد پای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست

 

  

ای دوست بیا تا غم  فردا  نخوریم

وین یکدم عمر را  غنیمت  شمریم

فردا که ازین  دیر کهن  در  گذریم

با هفت  هزار سالگان  سر  بسریم

 

ایـام  زمـانه  از  کسی  دارد  ننگ

کــو  در غـم  ایـام  نـشیند  دلتـنگ

می خور تو در آبگینه با ناله چنگ

ز آن پیش که  آبگینه  آید بر سنگ

 

 
 
 
 
، عشق آن است كه یكی برای دیگری چتری شود
، و اوهیچوقت نداند كه چرا خیس نشده
وقتی معلم گفت عشق چند بخشه؟ زود دستمو بردم بالا
و گفتم یك بخش، اما از وقتی كه تو
 رو شناختم فهمیدم سه بخشه! آتش دیدن تو،
شوق با تو بودن، اندوه بی تو ماندن


عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا

 

وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت
التماس را توی چشمام دید و رفت
با همه خوبیهام بی وفا
رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت
دیگه دل از همه دنیا سرده
کی میگه گریه دوای درده
بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره
بس که گریه کردم چشام آب نداره
هر چی من بگم باز تمومی نداره
از غم و غصه هام
که حساب نداره
چه کنم ای خدا با دل شکسته
چه کنم با دلی که ز خون نشسته
میدونست مهرشو با جونم خریدم
 
 
 

 
بانوی من ؛
..... تو خلاصهء تمام شعرها هستی
و گل ِ تمام آزادی ها
این بس که هجاهای نامت را بر زبان آرم
....... تا پادشاه شعر شوم
....... و فرعون کلمات
کافی است زنی چون تو مرا عاشق شود
....... تا به کتابهای تاریخ در آیم
....... و برایم پرچمها بیفرازند

 

 
 
من پذیرفتم شکســــــــت خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد اشنه دیوانه است
میروم از رفتن من باش شــــــــــــاد
از عذاب دیدنم ازاد باش
گر چه تو زودتر از من میـــــــــــروی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
ارزو دارم بفــــهـــــمی درد را
تلخی برخورد های سرد را....
 
 
 
 
 
 
 
من عشق را در تو
 تو را در دل
 دل را در موقع تپیدن
 وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
 من غم را در سکوت
 سکوت را در شب
 شب را در بستر
 وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
 من بهار را به خاطر شکوفه هایش
 زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
 من دنیا را به خاطر خدایش
 خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم
 

خدایا در زندگی هر گز از یاد نمی برم
گرچه والدینم موهبت تولد در این دنیا را به من عطا كردند.
اما تو هستی كه موهبت زندگی جاودانه را به من می بخشی!
خدای
ا !
 
اگر با من باشی
چه كسی می تواند علیه من باشد؟
 
 

Click

 

دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد

جز تو کس در نظر خلق مرا خوار نکرد

 

آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد

هیچ سنگین دل بیدادگر اینکار نکرد

 

این ستمها دگری با من بیمار نکرد

هیچ کس این همه آزار من زار نکرد

 

گرچه آزردن من هست غرض مُردن من

مُردم، آزار مکش از پی آزردن من

 

 

Click

 


 

كوچه  
بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آمد تو به من گفتی از این عشق حذر كن
لحظه ای چند بر این آب نظر كن
آب آیینه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كنی چندی از این شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشك در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامن اندوه كشیدم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذش

 

 


همه می گویند كه اسیر سراب چشمانت شده ام ...

همه می گویند اسیر تارهای بافته احسا ست شده ام...

همه می گویند و باز هم می گویند كه قلبم را در سراب گم كرده ام

 و روزی مرا در بازار عشاقت به قیمت یك لبخند مرا خواهی فروخت

 ولی من تنها به چشمانت سیاهت نگاه می كنم تا پاسخ سوالهایم در

نگاهت بیابم
 

Click



زندگی گل زردی است به نام غم مروارید غلطانی است به نام اشک
آینه ای شکسته است بنام دل و بلاخره فریاد بلندی است بنام :آه

 

دنیا در افق نظرگاه اهل یقین در عشق بی قرین خلاصه می شود
 که در طاعت یار جز به فضل ساحت مقدس دلدار نگنجد
 و ایمان به ماورا طبیعت
 و پنهانیهای پشت پرده خلقت
 پوشیدن قبای کمال بر قامت نیلگون یار است
 انچه در جهانی از معنا نگنجد
در کمال عشق دلدار در سایه عشق یار جز زیر مجموعه ای بیش نیست ......؟

 

تنها بودم . تو رسیدی گفتی ما بشیم بهتره . دیگه تنها نبودم.
 اما بعد از مدتی سر قرار نیومدی .
یه روز که داشتم دنبالت می گشتم به تنهای دیگری رسیدم
.گفتم چرا تنهایی ؟
گفت : یارم نیومده .
 یکدفعه بلند شد و با خوشحالی گفت : اومد !
 وقتی برگشتم تو را دیدم اری تو را دیدم

 

  


در تمام لحظه هایم هیچ کس غربت تنهائیم را حس نکرد
آسمانم غم گرفت
هیچ کس برکه طوفانیم را حس نکرد
آنکه سامان غزلهایم از اوست
بی سر و سامانیم را حس نکرد

 

 

Turkeys BBQ


 

دیشب دلم هوای تو کرد و تو نبودی
چشمانم برای تو بارید و تو نبودی
ان یادگاری زیبا برگ گل سرخ
تصویر اسم زیبای تو بود تو نبودی
چشمانم تمنای نگاه تو میکرد
در اتش عشقِ تو بود و تو نبودی
ان قامت رعنا که سفر کرد
دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی

 



Love = heart accident


 

یک شب از دست کسی
باده ای خواهم خورد
که مرا با خود، تا آن سوی اسرار جهان خواهد برد!
با من از ?هست? به ?بود?
با من از نور به تاریکی،
از شعله به دود
با من از آوا تا خاموشی،
دورتر، شاید تا عمق فراموشی
راه خواهد پیمود.
کی از آن سرمستی خواهم رست؟
کی به همراهان خواهم پیوست؟
من، امیدی را در خود
بارور ساخته ام
تاروپودش را، با عشق تو پرداخته ام.
مثل تابیدن مهری در دل
مثل جوشیدن شعری از جان
مثل بالیدن عطری در گل
جریان خواهم یافت.
مست از شوق تو
از عمق فراموشی،
راه خواهم افتاد
باز از ریشه به برگ
باز از ?بود? به ?هست?
باز از خاموشی تا فریاد!
سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین!
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب!
با درختان بنشین!
کی؟کجا؟آه، نمی دانم
ای کدامین ساقی!
ای کدامین شب!
منتظر می مانم.


 


 

hspace=1


بسترم


صدف خالی یك تنهایی است


و تو چون مروارید

گردن آویز كسان دیگری

 

لیست توصیفنامه ها
14 مرداد 85 - 23:34
برای شکستن یک شیشه یک سنگ کافیست . برای شکستن یک دل یک حرف کافیست . و برای یک عمر یک دوست خوب کافیست مانند تو .
__