لیست کلوبها :: 1107 آبان 85 - 11:45 |
وقتی تونستید پر كلاغارو سفید كنید برف ها رو سیاه كنید و یه بوسه به اتیش بزنید و یه نفس عمیق زیر اب بكشید(حا لا اگه عمیقم نبود مهم نیست
|
لیست توصیفنامه ها5 مرداد 87 - 00:43 | |
tvalodet mobarak! |
28 فروردین 86 - 05:57 | |
همیشه
غروب دریا برام
یه دلتنگی خاص داشته
درعین زیبایی وقتی خورشید
آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن
گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی
انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا
که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی
غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .همیشه وقتی به دریا
نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون هست که بشه کنارش
ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل
به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به
بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه و این آغازی میشه تا اهل
آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی
بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است هر
وقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از
خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش
کفشهام رو در میارم آن وقت که حرکت شن های
دریا رو زیر پام حس میکنم وقتی موجهای دریا
خودشون رو بی غرور زیر پاهام رها میکنن
نسیمی که منو درخودش می پیچه
و احساس سرما ئیکه همه
وجودم رو میگیره خیلی
میایستم یه گوشه
ساحل و چشمام
رو میبندم و
فقط گوش
میکنم |
17 فروردین 86 - 19:48 | |
همانگونه كه دیگری نمی تواند بگوید،
كه چگونه احساسی نسبت به غروب زیبای خورشید داشته باشی،
همانگونه نیز دیگری نمی تواند بگوید، كه چگونه زندگی كنی.
تو آن هنرمندی
كه باید با دستهای خود تندیس تجربه ها را تراش دهی.
سوزان استازوسكی
|














)اونوقت من میتونم شما عزیزان رو فراموش كنم 

