__
لیست دوستان :: 15
لیست کلوبها :: 82
  • نام کلوب :موسیقی لایت
    نام انگلیسی : light_music
    تاسیس : 12 اسفند 1384
    94 عضو ، 17 بحث ،

    موسیقی لایت

  • نام کلوب :بچه های نارمک
    نام انگلیسی : narmak_people
    تاسیس : 31 تیر 1384
    465 عضو ، 128 بحث ، 24 آلبوم ، 6 مقاله ، 2 لینک ، 2 نظرسنجی

    بچه های نارمک

  • نام کلوب :فروغ فرخزاد
    نام انگلیسی : forugh
    تاسیس : 8 دی 1383
    11334 عضو ، 54 بحث ، 48 آلبوم ، 21 مقاله ، 12 لینک ، 4 نظرسنجی

    فروغ فرخزاد

  • نام کلوب :موسیقی كلاسیك
    نام انگلیسی : classical_music
    تاسیس : 27 مرداد 1385
    221 عضو ، 49 بحث ، 21 آلبوم ، 49 مقاله ، 23 لینک

    موسیقی كلاسیك

  • نام کلوب :هفت حوض
    نام انگلیسی : 7hoz_babes_club
    تاسیس : 29 دی 1383
    300 عضو ، 33 بحث ، 1 آلبوم ، 1 مقاله ، 3 لینک

    هفت حوض

  • نام کلوب :گیتاریست
    نام انگلیسی : guitarist
    تاسیس : 22 دی 1383
    5102 عضو ، 110 بحث ، 2 مقاله

    گیتاریست

لیست توصیفنامه ها
30 مهر 86 - 14:09
آرزوهای ویکتور هوگو اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. **** برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار که دستکم یکی در میانشان بی‌تردید مورد اعتمادت باشد. **** و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی. **** و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی نه خیلی غیرضروری، تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه‌دارد **** همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند چون این کارِ ساده‌ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی. **** و امیدوام اگر جوان هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند. **** امیدوارم سگی را نوازش کنی به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد. چرا که به این طریق احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان. **** امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی هرچند خُرد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. **** بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است» فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است! **** و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید. خورشید خانم تنها!
30 مهر 86 - 11:04
گفتنی ها کم نیست! رستنی‌ها کم نیست، من و تو کم بودیم، خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم! گفتنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم گفتیم، مثل هذیان دم مرگ، از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم. دیدنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم دیدیم، بی‌سبب از پاییز جای‌ میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم. چیدنی‌ها کم نیست، من و تو کم چیدیم، وقت گل دادن عشق روی دار قالی‌، بی‌سبب حتا پرتاب گل سرخی‌ را ترسیدیم. خواندنی‌‌ها کم نیست، من و تو کم خواندیم، من و تو ساده‌ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی‌ بسته وا ماندیم من و تو کم بودیم، من و تو اما در میدان‌ها اینک اندازه‌ی ما می‌خوانیم! ما به اندازه‌ی ما می‌بینیم! ما به اندازه‌ی ما می‌چینیم! ما به اندازه‌ی ما می‌گوییم! ما به اندازه‌ی ما می‌روییم! من و تو کم نه، که باید شب بی‌‌رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم! من و تو خم نه و درهم نه و کم هم نه، که می‌باید با هم باشیم! من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم! من و تو حق داریم که به اندازه‌ی ما هم شده با هم باشیم! گفتنی‌‌ها کم نیست!
28 شهریور 86 - 10:07
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مر گ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بیمرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آن جا بمیرد شب مرگ از بیم آن جا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور ندارم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد
__