__
لیست دوستان :: 6
لیست کلوبها :: 31
  • نام کلوب :یوشیمیتسو
    نام انگلیسی : yoshimitsu
    تاسیس : 26 آبان 1385
    19 عضو ، 10 بحث ،

    یوشیمیتسو

  • نام کلوب :دیوید گیلمور
    نام انگلیسی : david_gilmour
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    459 عضو ، 56 بحث ، 14 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    دیوید گیلمور

  • نام کلوب :موسیقی مجاز راک در ایر
    نام انگلیسی : the_rock_music_of_the_iran
    تاسیس : 18 آذر 1384
    216 عضو ، 58 بحث ، 7 آلبوم ، 8 مقاله ، 7 لینک

    موسیقی مجاز راک در ایران

  • نام کلوب :رین بو
    نام انگلیسی : rainbow
    تاسیس : 24 تیر 1384
    90 عضو ، 16 بحث ، 8 آلبوم ، 3 لینک

    رین بو

  • نام کلوب :علاقمندان به موسیقی ر
    نام انگلیسی : rock4ever
    تاسیس : 28 دی 1383
    1881 عضو ، 131 بحث ، 44 آلبوم ، 54 مقاله ، 6 لینک

    علاقمندان به موسیقی راک

  • نام کلوب :فندر
    نام انگلیسی : fender
    تاسیس : 27 مرداد 1385
    48 عضو ، 10 بحث ، 4 آلبوم ، 1 مقاله ، 1 لینک

    فندر

بدون شرح
8 آبان 85 - 10:57

آدم های حقیر انسانهای والا را دیوانه می پندارند. چرا که این انسانها سرشت نامعقول تری

داشته و به سمت چیزهای استثنائی جذب می شوند چیزهایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری

از مردم ندارند .

 

                                                                                              فردریش نیچه

 





باسو معمولا از صبح تا شب چهارزانو و بحالت مراقبه ثابت
می نشست . استاد نانگاکو از او پرسید :" چرا چهار زانو برای
عبادت نشسته ای ؟"
او پاسخ داد: "سعی می کنم بودا شوم ."
استاد یک قطعه خشت برداشت و روی سنگی که نزدیک او بود
شروع به سائیدن کرد.
باسو از او پرسید : "استاد چکار می کنید؟"
استاد پاسخ داد: "دارم این خشت را تبدیل به آینه می کنم."
باسو گفت : "آقا هرچه صیقل دهید خشت به آینه تبدیل نمی شود."
استاد گفت : "در اینصورت شما هرچقدر چهارزانو بنشینید به بودا
تبدیل نمی شوید."








رهروئی به بوکوشو گفت : " ما همیشه لباس هایمان را می پوشیم و درمی آوریم .
غذایمان را می خوریم آیا راهی برای اجتناب از این کارها وجود ندارد ؟"
 بوکوشو گفت :" بله راه چاره آن پوشیدن و درآوردن لباس ها و خوردن غذا است ."
رهرو گفت :" من نمی فهم."
بوکوشو گفت :" نفهمیدن پوشیدن لباس و غذا خوردن است ."

تفسیر : هنگامیکه ما در مورد کاری فکر می کنیم از انجام آن بصورت ماشینی خسته
می شویم . وقتی میمیریم یعنی از نفس کشیدن و ضربان قلب خسته شده ایم .
باید از هر کاری که بطور آگاهانه یا نااگاهانه انجام می دهیم لذت ببریم .
بنابراین برای اینکه رنج کارهای یکنواخت را احساس نکنیم باید شادمانه لباس بپوشیم
و غذا را با شادی صرف کنیم  .چنانکه بوکوشو در آغاز می گوید اجتناب از خوردن و
پوشیدن یعنی خوردن و پوشیدن .






 استاد  "ایکیو" فرزانگی خویش را حتی به هنگام کودکی نیز آشکار
کرد.
    روزی "ایکیو" فنجان چای گرانقیمت و قدیمی ای را که میراث
خانوادگی آموزگارش بود شکست .
    هنگامی که با نگرانی بسیار در فکر چاره بود ناگهان صدای پای
آموزگار را شنید بسرعت قطعات شکسته فنجان را زیر لباسش پنهان کرد و
پرسید :
 
     استاد چرا اشیا می میرند ؟
    آموزگار پاسخ داد : این کاملا طبیعی است که اشیا بمیرند و ماهیت آنها
دگرگون شود هر وقت عمر کسی یا چیزی بسر آید باید برود .
  "ایکیو" خردسال درحالیکه قطعات شکسته فنجان را نشان می داد
گفت :

    استاد عمر فنجان شما سرآمده بود !






        کسی به دیدار استاد "نان این " آمده بود تا از ذن بپرسد ولی بجای
شنیدن مدام از عقاید خود می گفت پس از مدتی "نان این " برای مهمانش چای
ریخت و آنقدر به چای ریختن ادامه داد تا فنجان مهمان پرشد و چای از آن
سرازیر گشت .
        سرانجام مهمان طاقت نیاورد و گفت : مگر نمی بینید که فنجان پرشده و
دیگر جا برای چای ندارد .
        "نان این " پاسخ داد : کاملا درست است شما هم مانند این فنجان از افکار
خودتان لبریز هستید چطور از من ذن را می خواهید حال آنکه یک فنجان
خالی به من نمی دهید .




لیست توصیفنامه ها
4 آبان 85 - 16:18
یکی از بزرگترین اساتید مکتب یوشیمیتسو.!!!!! من و محمد و استاد یجین تحصیلاتمونو در معبد یوشیمیتسو و زیر نظر استاد میتسوودا کبیر که بنیانگزار مکتب یوشیمتسو بود به پایان رساندیم و سالیان سال در کنار هم به مبارزه فکری و تن به تن با مکتب جوجو و جوجویسم پرداختیم. بعد مرگ استاد میتسوودا من و محمد به کشور خود باز گشته تا به مبارزه علیه جوحویسم بپردازیم و استاد یجین وظیفه آموزش افراد را در معبد یوشیمیتسو را به عهده گرفت به امید آنروز که تمام جوجوها به راه راست برگردند
__