لیست دوستان :: 1108
لیست کلوبها :: 111
لیست توصیفنامه ها17 مهر 87 - 19:25 | |
برای عزیز ترین همپای لحظه هایم در غریبانه ترین لحظه تنهایی خود چشمایم را تقدیم می كنم.
تا به پاكی دوستیمان شك نكنی |
12 مهر 87 - 13:20 | |
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند . آنها عاشقانه یكدیگر را دوست داشتند . زن جوان : یواش تر برو من می ترسم مرد جوان : این جوری خیلی بهتره نه ؟ زن جوان : من خیلی می ترسم خواهش می كنم... مرد جوان : اول باید بگی كه دوستم داری زن جوان : خب دوستت دارم حالا میشه یواش تر برونی؟ مرد جوان : محكم مرا بگیر زن جوان : خب ،حالا میشه یواش تر بری؟ مرد جوان : باشه به شرط اینكه كلاه كاسكت من رو برداری و روی سر خودت بزاری آخه اذیتم می كنه و نمی تونم راحت برونم.... روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود، برخورد موتور سیكلت با ساختمان حادثه آفرید. یكی از این دو سرنشین زنده ماند و دیگری در این سانحه كه به دلیل بریدن ترمز موتور سیكلت رخ داد در گذشت.مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود ، بدون اینكه زن جوان را مطلع كند با ترفندی كلاه كاسكت خود را بر سر او گذاشت تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند |
1 مهر 87 - 20:38 | |
بی تو در خلوت دل چشم به راهت دارم
چه كنم دست خودم نیست دوست دارم |
























