__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوب ها برای دوستان مقدور می باشد.
sahar
4 آذر 86 - 18:28

23

 

 

من آن ناخوانده آوازم... صدای زخمی سازم...

 

  به دنبال صدایم باش ... برای تو اگر رازم... 

 

 من آواز بیابانم ... صدای بغض بارانم ...

 

بریده از نیستانم ... غمی دارم که می خوانم ...

 

صدای بغض بارانم .... مرا بشنو که می بارم ...

 

به من از من شکایت کن ... مرا از من حکایت کن ...

 

از این دریای دل تنگی ... به یک جرعه قناعت کن ...

 

 

1

 
آتشی بود و فسرد 
 
 رشته ای بود و گسست 

دل چو از بند تو رست

جام جادوئی اندوه شكست

 

آمدم تا بتو آویزم

لیك دیدم كه تو آن شاخه بی برگی

لیك دیدم كه تو به چهره امیدم

خنده مرگی

 

وه چه شیرینست

بر سر گور تو ای عشق نیازآلود

پای كوبیدن

وه چه شیرینست

از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور

چشم پوشیدن

 

وه چه شیرینست

از تو بگسستن و با غیر تو پیوستن

در بروی غم دل بستن

كه بهشت اینجاست

بخدا سایه ابر و لب كشت اینجاست

 

تو همان به كه نیندیشی

بمن و درد روانسوزم

كه من از درد نیاسایم

كه من از شعله نیفروزم

 

 

2

 

شب
سکوت
بیداری
یک لحظه غفلت و اینک پشیمانی
شب
سکوت
بیداری
عرق سرد بی وفائی
شب
سکوت
بیخوابی
سرخی چشمها از بی شرمی گناهی نابخشودنی
شب
سکوت
بی خبری

سیگار پشت سیگار برای ماندن در خیال و اوهام و بی خیالی
شب
سکوت
بی حالی
سوال و جواب از خدا برای رفتن پیش او به همین سادگی
شب
سکوت
بی قراری
فرار از خود برای فراموشی عشق پوشالی
شب
سکوت
تنهائی
جاده بی انتها بی هیچ سر پناهی...

 

fd

 

مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند
 
 گدایی عشق می کنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند،
 
 اما همین که مطمئن شدند
 
مردانگی را در کمال نامردی به جا می اورند
 
پس باید اینگونه زیست (;     :
 
33
 
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران
 و بهار و بابونه نباش.
  گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس
 به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت
 می نشاند.
 
  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
15 اسفند 86 - 14:30
به پندار تو: جهانم زیباست! جامه ام دیباست! دیده ام بیناست! زیانم گویاست! قفسم طلاست! به این ارزد كه دلم تنهاست؟
15 اسفند 86 - 14:27
تنها و روی ساحل مردی به راه می گذرد نزدیك پای او دریا، همه صدا . شب، گیج در تلاطم امواج . رو می كند به ساحل و در چشم های مرد نقش خطر را پر رنگ می كند . انگار هی می زند كه: مرد! كجا می روی، كجا ؟ و مرد می رود به ره خویش . و باد سرگردان هی می زند دوباره : كجا میروی ؟ و مرد می رود. و باد همچنان ... امواج، بی امان، از راه می رسند لبریز از غرور تهاجم . موجی پُر از نهیب ره می كشد به ساحل و می بلعد یك سایه را كه برده شب از پیكرش شكیب . دریا، همه صدا . شب، گیج در تلاطم امواج . باد هراس پیكر رو میكند به ساحل و ...
4 دی 86 - 13:07
سیاهی قلبها از زیادی گناهان است و زیادی گناهان از فراموشی مرگ. و فراموشی مرگ از زیادی آرزوها ست. و زیادی آرزوها از دوست داشتن دنیاست و دوست داشتن دنیا در راس همه خطاهاست
__