لیست دوستان :: 18
لیست کلوبها :: 8
لیست توصیفنامه ها5 آذر 84 - 23:24 | |
همه شب با دلم کسی می گفت
(( سخت آشفته ای ز دیدارش
صبح دم با ستارگان سپید
می رود ، می رود ، نگهدارش))
من به بوی تو رفته از دنیا
بی خبر از فریب فرداها
روی مژگان نازکم می ریخت
چشم های تو چون غبار طلا
تنم از حس دستهای تو داغ
گیسویم در تنفس تو رها
می شکفتم ز عشق و می گفتم
(( هر که دلداده شد به دلدارش
ننشیند به قصد آزارش
برود ، چشم من به دنبالش
برود، عشق من نگهدارش ))
آه ، اکنون تو رفته ای و غروب
سایه می گسترد به سینه راه
نر م نرمک خدای تیره غم
می نهد پا به معبد نگهم
می نویسد به روی هر دیوار
آیه هایی همه سیاه سیاه |
30 فروردین 84 - 20:34 | |
javad agha salare |















