userinfo close

پیام های کوتاه

کیارش کسرایی , kaveh_ahangar1771
سلام امیدوارم خوب باشی روز میلادت مبارک امیدوارم به هر آنچه که شایسته آن هستی برسی، به امید رهایی ایران از استبداد دینی
1 سال پیش
   
امید م , seyedalbert
تولدت مبارک پسرخاله جون
1 سال پیش
   
سلطان  هیچ , black_wolf013
دوست من تولدت مبارک
1 سال پیش
   
امیر پریزاد , amirparizad
زادروزتان خجسته باد
1 سال پیش
   
نوید سبز , genius65103
تولدت مبارک دوست من سبز باشید
1 سال پیش
   
تو به خاک افتادی ، کمر عشق شکست، ما نشستیم و تماشا کردیم

آرش نجبایی

sokot_faryad

مرد 29 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
4 سال و 1 ماه و 6 روز سن کلوبی ،
حتی برف هم سپیدم نمی کند اما سگ همچنان در سرما ایستاده است. ---------------------------------------------------------...
 

لیست دوستان :: 128

  • رضا رضایی , 789789
  • علی ع , maktabeesfahan
  • مژده  , mozhy_h
  • سهیل نود , msoheil90
  • سارا         , sarab333
  • کیارش کسرایی , kaveh_ahangar1771
  • صفورا ص , safoora55
  • حسام الدین                     نصیری , hesam_nasiri
  • فاطمه رهنورد , mathilda
  • محتشم دنا محتیا , mohtashamdena
  • جعفر گنجی  , jg
  • امیر حسین کاظمی , ahkazemi
  • محمد محسنی , mohamadnamo
  • جیرین ع , jirin
  • یاسر اسماعیلی , salmanyaser
  • محمد خادمی , m3or14x
  • نیما ت , someone
  • امیر پریزاد , amirparizad
  • آرمان م , arman_man
  • مرتضی  , parand_11

لیست کلوب ها :: 41

      ,
    مهندسی صنایع
    این كلوب متعلق به همه مهندسان علاقمند به مباحث مرتبط با صنایع و مدیریت می باشد. لطفا اشخاصی عضو بشن كه تو بحثها مشاركت فعال دارند و خواهان ارتقاء این كلوب هستن ( در ضمن راه اندازی هر گونه بحث تبلیغاتی در این كلوب اكیداً ممنوع میباشد )
      ,
    دکتر محمد مصدق
    به بررسی احوال ایران و دکتر محمد مصدق میپردازیم
      ,
    آیت الله طالقانی
    زندگی آیت الله سیدمحمود طالقانی روزنامه کارگزاران-19/6/85در پشت قرآن منزل ایشان نوشته اند؛ «سیدمحمود طالقانی روز شنبه 4 شهر ربیع الاول 1329 به دنیا آمد» ولی در شناسنامه روز تولد دوم جدی 1282 ذکر شده است.در اوایلی که حوزه علمیه قم توسط مرحوم آقا شیخ عبدالکریم تاسیس شده بود توسط مرحوم آیت الله سید محی الدین طالقانی شوهر همشیره ایشان به حضور آقا شیخ عبدالکریم معرفی و ایشان در آنجا مشغول درس خواندن می شود.در سال های 1317 و 1318 هنگامی که ایشان گاهی به تهران می آمدند، عد ه ای از جوان ها از او به اصرار می خواهند که جلسات تفسیری برای آنان برقرار کند و ایشان جلسات تفسیری در آن سال های خفقان رضاخانی به طور مخفیانه در منزل داشتند. بعد از جریان شهریور 1320 ایشان دست به تشکیل کانون اسلام می زند. در این کانون سخنرانی هایی در جهت ارشاد مردم ایراد می شد. آیت الله طالقانی در دوره ملی شدن نفت و زمان حکومت ملی و قانونی دکتر مصدق به طور فعال در مبارزات نهضت آزادیبخش ملی ایران شرکت داشت و در انتخابات دوره هفدهم مجلس از طرف مردم شمال کاندیدای نمایندگی مجلس شد ولی انتخابات آن ناحیه مانند بعضی از نواحی دیگر به علت تحریکات مخالفان نهضت انجام نگرفت . در تابستان سال 1339 که قرار بود انتخابات دوره بیستم مجلس انجام بگیرد، ایشان به مخالفت برخاست و با عد ه ای دیگر که بعدا جبهه ملی دوم را تشکیل دادند در این زمینه همکاری داشت . در اردیبهشت سال 1340 آیت الله طالقانی همراه با بازرگان و آقای دکتر سحابی نهضت آزادی ایران را تشکیل می دهند که اولین جمعیت سیاسی با ایدئولوژی اسلامی بود .در بهمن سال 1341 در جریان رفراندوم شاه به اتفاق سران جبهه ملی و نهضت آزادی ایران دستگیر و در قزل قلعه زندانی می شود. بعد از 15 خرداد، اعلامیه ای تحت عنوان «دیکتاتور خون می ریزد» از طرف نهضت آزادی ایران منتشر می شود که دستگاه آیت الله طالقانی را مسوول نشر این اعلامیه می داند و با تمام قوا برای گرفتاری ایشان بسیج می شود و به طرف لواسانات لشکرکشی می کند. آیت الله طالقانی در 22 خرداد همراه آنان به زندان قصر آمد و در زندان شماره 2 قصر، جدا از دیگر یاران زندانی شد تا اینکه در ضمن محاکماتی طولانی و جنجالی با هشت نفر دیگر از همراهان در سال 1342 و 1343، در بیدادگاه های نظامی به 10 سال زندان محکوم شد. دستگاه دیکتاتوری پلیسی دست نشانده که از وجود او احساس خطر می کرد و به ارتباطش با سازمان های مسلحانه پی برده بود، او را به سه سال تبعید در زابل محکوم کردند .در زابل مبارزان مخفیانه با او تماس می گرفتند و از طرفی پرونده اش را برای تجدیدنظر در دادگستری مطرح ساختند، قضات مستقل دادگستری با وجود فشار شدید ساواک حکم او را به یک سال ونیم تبعید در بافت کرمان تبدیل کردند. او را ناچار به بافت می برند ولی بالاخره پس از هجده ماه دوری از تهران در خردادماه 1352 به تهران بازمی گردد. پس از بازگشت از تبعید، همچنان خانه او مرجع و مهبط دل های پرجوش وخروش و وجدان های به حرکت درآمده است ، او باز هم ارتباط خود را با سازمان های مخفی مسلحانه برقرار می کند و از جهت فکری و مادی به یاریشان می شتابد. ماموران رژیم در پاییز سال 1354 او را به زندان بردند. در زندان با انواع شکنجه های روحی مواجه می شود. برای تسلیم و ساکت کردن او دخترش را به زندان می اندازند و پس از مدتی به حبس ابد محکوم می کنند. بالاخره مبارزات مردم مسلمان ایران اوج می گیرد و تبدیل به انقلابی شکوهمند می گردد و آیت الله طالقانی نیز پس از 40 سال مبارزه ، تبعید و زندان در شامگاه هشتم آبان ماه 1357، بر اثر قیام خونین و حماسه آفرین ملت ایران ، در های زندان قصر به روی او باز می شود. بالاخره انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی رسید و ایران تولدی تازه یافت و در تجربه ای به دست خمینی ، طالقانی و یاران آنها افتاد. از همان ابتدای انقلاب، امام خمینی طالقانی را به عنوان نخستین امام جمعه نصب می کند و میلیون ها نفر از مردم به نمازش می شتابند، اما این سوار جمعه 7 بار بیش پا در رکاب نگذاشت و سرانجام در ساعت 45/1 دقیقه بامداد روز دوشنبه 19 شهریور به پروردگارش پیوست.
      ,
    مهندس مهدی بازرگان
    کلوبی برای بحث در مورد مهندس بازرگان.عقاید و رفتار ایشان.
      ,
    استاد شجریان
    استاد مسلم موسیقی ایران
      ,
    مدیریت فناوری اطلاعات
    این کلوب ویژه کلیه فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت فناوری اطلاعات و رشته سیستمهای اطلاعاتی داخل و خارج از کشور و علاقه مندان به این تخصص از حوزه فناوری اطلاعات می باشد.

اطلاعات پروفایل

به مناسبت فرا رسیدن فصل بهار: یخ آب می شود ، در روح من در اندیشه هایم، بهار، حضور توست ، بودن توست
کلوب آی دی
cloobid
sokot_faryad
، سن کلوبی : 4 سال و 1 ماه و 6 روز
درباره من
حتی برف هم سپیدم نمی کند
اما
سگ همچنان در سرما ایستاده است.
-------------------------------------------------------------------------------
میوه بر شاخه شدم
سنگ‌پاره در کف ِ کودک.
طلسم ِ معجزتی
مگر پناه دهد از گزند ِ خویشتن‌ام
چنین که
دست ِ تطاول به خود گشاده
من‌ام!
وضعیت
مرد29 ساله مجرد متولد 18/آبان/1362
جنسيت
مرد
محل سکونت
Iran
زندگي با
با دوست يا دوستان در خانه
تحصيلات
فوق ليسانس
شغل
industrial eng
اطلاعات اضافي
بی تو
نه بوی خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكینم
چرا صدایم كردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
كه دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه بود
و ساندویچ دل وجگر
گرايش سياسي
بالا !
قد
170-175
وزن
65-70
اخلاق و برخورد
دوستانه ، بد اخلاق ، شلوغ
مد و ظاهر
راحت
تاریخ عضویت
16 دی 1386 ساعت 20:52

اطلاعات علایق

علایق
من زندگی را دوست دارم

ولی از زندگی دوباره می ترسم!

دین را دوست دارم

ولی از كشیش ها می ترسم!

قانون را دوست دارم

ولی از پاسبان ها می ترسم!

عشق را دوست دارم

ولی از زن ها می ترسم!

كودكان را دوست دارم

ولی از آینه می ترسم!

سلام را دوست دارم

ولی از زبانم می ترسم!

من می ترسم ، پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم

ولی از رروزگار می ترسم!


فعاليتها
بیراهه رفته بودم

آن شب.

دستم را گرفته بود و می کشید.

زین بعد همه ی عمرم را

بیراهه خواهم رفت.

کتاب
زیاد آقا

اطلاعات ارتباط

ايميل 1
arash.nojabaei [at] gmail [dot] com
پیام رسان یاهو
sokot_faryad4

اطلاعات شخصی

من در يک جمله !
بنگر ز جهان چه طرف بربستم هیچ وز حاصل عمر چیست در دستم هیچ شمع طربم ولی چو بنشستم هیچ من جام جمم ولی چو بشكستم هیچ
مهمترين چيزها
همه هستی من آیه تاریكیست

كه ترا در خود تكرار كنان

به سحرگاه شكفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد

من در این آیه ترا آه كشیدم آه

من در این آیه ترا

به درخت و آب و آتش پیوند زدم

زندگی شاید

یك خیابان درازست كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد

زندگی شاید

ریسمانیست كه مردی با آن خود را از شاخه می آویزد

زندگی شاید طفلی است كه از مدرسه بر میگردد

زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناك دو همآغوشی

یا عبور گیج رهگذری باشد

كه كلاه از سر بر میدارد

و به یك رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید صبح بخیر

زندگی شاید آن لحظه مسدودیست

كه نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد

و در این حسی است

كه من آن را با ادراك ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت

در اتاقی كه به اندازه یك تنهاییست

دل من

كه به اندازه یك عشقست

به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد

به زوال زیبای گلها در گلدان

به نهالی كه تو در باغچه خانه مان كاشته ای

و به آواز قناری ها

كه به اندازه یك پنجره می خوانند

آه ...

سهم من اینست

سهم من اینست

سهم من

آسمانیست كه آویختن پرده ای آن را از من می گیرد

سهم من پایین رفتن از یك پله متروكست

و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست

و در اندوه صدایی جان دادن كه به من می گوید

دستهایت را دوست میدارم

دستهایم را در باغچه می كارم

سبز خواهم شد می دانم می دانم می دانم




کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.