| کلوب آی دی | sogande_rastin ، سن کلوبی : 6 سال و 2 ماه و 2 روز |
| درباره من | من هیچکسم!تو کیستی؟! تو هم آیا هیچکسی؟ پس ما یک جفتیم به هیچکس مگو مبادا رسوایمان کنند چه ملال آور است کسی بودن چه شرم اور است همچو غوکان نام خود را در سراسر بهاران به منجلابی ستایشگر گفتن ....../ |
| وضعیت | زن31 ساله مجرد |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | ، آسمان مال من است... |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| اطلاعات اضافي | گر به صحرا دیگران از بهر عشرت میروند ما به خلوت با تو ای آرام جان آسودهایم هر چه از دنیا و عقبی راحت و آسایشست گر تو با ما خوش درآیی ما از آن آسودهایم رنجها بردیم و آسایش نبود اندر جهان ترک آسایش گرفتیم این زمان آسودهایم |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | معمولي |
| تاریخ عضویت | 20 آذر 1384 ساعت 16:58 |
| علایق | هستی بخش-طبیعت- خانواده- دوست-تفكر-مطالعه-موسیقی-شعر-نوشتن-بچه ها-شغلم |
| ورزش | کوهنوردی- شنا- دوچرخه-یوگا و ... کلا ورزش را خیلی دوست دارم مخصوصا اگه در طبیعت باشه |
| فعاليتها | فعالیتهای عادی روزمره |
| کتاب | خیلی كتابها- اما بیشتر از هر چیز كتاب شعر و روانشناسی و تاریخی |
| موسيقي | بستگی داره چه حسی داشته باشه. سبك مهم نیست برام. |
| برنامه تلويزيون | سیم انتن tv یک ماهه قطع شده اما کسی در منزل اهمیت نمیده که درستش کنه!!! |
| فيلمها | فیلم سرنوشت |
| من در يک جمله ! | *(تپه ها با باد جابجا میشوند ولی صحرا همچنان صحراست
عشق من بتو نیز اینچنین است
من همینم كه هستم)*
صمیمانه ترین نامه ها نامه هایی است که به هیچکس مینویسیم» و« سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی آن را ایجاب نمی کند» و اینها است «حرف هایی که هر کسی برای نگفتن دارد». |
| مهمترين چيزها | چیز مهمی در مورد من وجود نداره! من هیچی نیستم منظورم از هیچی یا هیچکس اینه که اونی که تو تصور میکنی نیستم! شاید بهتر از اونم شاید هم بدتر! چیز مهمی در مورد من وجود نداره! مگر اینکه تو بخوای منرا بخاطرش بیهوده بالا ببری, یا اینکه بکوبونی! ترجیح میدم هیچ کس مهمی نباشم! |
| مشخصه اصلي | ريشخند |
| فرد مورد نظر آشنایی | *(بمان تا كاری كنی نه كاری كنیم تا بمانیم )* |
| فرد ايده آل زندگي | اصلا به شخص ایده ال من برای زندگی معتقد نیستم به زندگی ایده ال برای شخص من معتقدم |
| موارد غیر قابل تحمل | همه چیز برام قابل تحمل شده در مورد دیگرون( مجبورم تحمل کنم ) ولی همرنگ شدن با دیگران بخاطر تحمل آنها برام غیر قابل تحمله!!!! *(هیچ چیز را زشت مخوان دوست من, مگر وحشت یک روح را در پیشگاه خاطرات خویش)* |
| مهارتهاي شخصي | *(عهد کردم که اگر آماده باشم، می توانم از یخ بگذرم. و فکر می کنم آماده ام.)* |