__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 41
  • نام کلوب :پرویز پرستویی
    نام انگلیسی : parviz_parastouie
    تاسیس : 29 دی 1383
    6060 عضو ، 26 بحث ، 7 آلبوم ، 4 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    پرویز پرستویی

  • نام کلوب :زمزمه های تنهایی
    نام انگلیسی : zemzemetanhaey
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    2682 عضو ، 297 بحث ، 9 آلبوم ، 2 مقاله ، 6 لینک ، 2 نظرسنجی

    زمزمه های تنهایی

  • نام کلوب :ابراهیم حاتمی کیا
    نام انگلیسی : ebrahimhatamikia
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    4109 عضو ، 199 بحث ، 9 آلبوم ، 7 مقاله ، 3 لینک

    ابراهیم حاتمی کیا

  • نام کلوب :طراحان و گرافیست ها
    نام انگلیسی : geraphist
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    3074 عضو ، 32 بحث ، 9 آلبوم ، 22 مقاله ، 1 نظرسنجی

    طراحان و گرافیست ها

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    22546 عضو ، 3856 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 20 لینک ، 39 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :پاتوق
    نام انگلیسی : patogh
    تاسیس : 17 اردیبهشت 1384
    6822 عضو ، 151 بحث ، 7 آلبوم ، 51 مقاله

    پاتوق

اطلاعات حرفه برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست توصیفنامه ها
31 فروردین 87 - 02:03
merC Babate Dastane Ghashangi Ke Feressade Boodi kheili khosham 0omad
20 اسفند 86 - 10:15
پا برهنگی هایم را دویده ام و هی گنجشک دور سرم می چرخد که : اصل از اسب افتادن است یا : اسب از اصل و اصلاً تماشای اسب چه حجمی از خاطرات مرا باد آورده می کند!؟ و باد آورده را باد مرا با خود به آسمان نمی برد آونگ که باشی آسوده خاطری ؛ آسمان ریسمان نمی خواهد یا علی گفتیم و عشق سبزه نیست که ببویی مرد می خواهد که همه تاریخ صفوی باشی و از عناصر چهارگانه آتش بگیرانی و گبری تر از زرتشت هوای آذرمهر کنی بوسه های تو ـ بوسه های تو کردار نیک همین است اما ترازو اهل تقلب است و شاهین پرنده ای است اهل بیداد با اینهمه نزدیکتر بیا دوست من! من اهل شهوت نیستم ؛ اینکه پا پتی ام دلیل بی حیله و لیکن دلپذیری است (فقط ایرج میرزایم بی اجازه است) در این غائله می توانی جنسیت پاره وطن را پاره پاره کنی ، اصالتاً اسب سوار باشی ، پیاده ها را پا برهنه تماشا کنی ، و اصلاً هم گنجشک دور سرت نچرخد!
20 اسفند 86 - 10:13
ریشه های این گلیم کهنه از گیسهای گلابتون آب می خورد پایمان هم امضا کرده این چند قدم افلیج قسمتی از نسخه جادو باشد که" دیو چوبیرون رود فرشته اژدها می شود " چه می دانستیم لابد لیلای قصه ما دختری فراری بود که در چشمهای شهلایی حادثه خشخاش می کاشت تو بگو اژدها در نمی زند حتی بگو پیراهن ماه لکه دار است اصلا هر کسی هر چه می خواهد بگوید پرده گوش پدر از پیراهن زلیخا پاره تر من فقط دستهایم را می نویسم با همین تاریخ یخ زده وچند سال نوری عقب ترم اگر روی سوم سکه رو نشود این رودخانه دست انداز فراوان دارد امادریک روز بارانی که نخهای آسمان پاره نمی شوند خورشید بی اجازه به متن لشکر کشی می کند فقط بگو چه جوری حوصله ام را سر ببرم
__