| کلوب آی دی | simaorama ، سن کلوبی : 6 سال و 7 ماه و 19 روز |
| درباره من | :.: خلاصه ای از زندگی من :.: ♫ در تاریخ 8 مرداد ماه، سال 1365، ساعت 13:10 دقیقه با تاخیر 1 هفته ای و در اتاق عمل 1:10 دقیقه در بیمارستان اکبرآبادی تهران (فرح سابق) متولد شدم. در خانواده ای 5 نفره که 2 خواهر بزرگترم به ترتیب متولد سالهای 57 و 61 هستند بزرگ شدم. (در دوران نوجوانی نداشتن برادر رو خیلی احساس میکردم!) در سال 69 (در 4 سالگی من) به خاطر شغل پدرم به بندرعباس مهاجرت کردیم که تا الان جزء بهترین دوران زندگیم به حساب میاد. از کودکی خجالتی، زودرنج، کم حرف و البته خیلی مامانی بودم، به طوری که مادرم منو توی خونه تنها نمیذاشت. تنها 1 ماه به مهدکودک (یا همون پیش دبستانی الان) رفتم. زمانی که 7 سال بیشتر نداشتم در راه مدرسه به منزل، سرویس مدرسه مون تصادف میکنه، البته اتفاق خاصی نیفتاد فقط دست راستم شکست (شاید هم مو برداشت). گاهی اوقات مچ دستم درد میگیره و احساس میکنم اثر اونه. از نظر درسی در سطح نسبتا بالایی بودم، به طوری که هیچوقت درس نمیخوندم ولی معدلم همیشه بالای 19 بود. بهترین دوران مدرسه از نظر تحصیلی برای من سال پنجم دبستان بود که بهترین معلم دنیا رو داشتم. خانم "مریم سالمپور" که همیشه از خدا براش بهترینها رو خواستم. عید سال 78 به دلیل شغل پدرم با کوله باری از مشکلات به تهران بازگشتیم که این مسئله باعث شد از لحاظ روحی ضربه بزرگی بخورم چرا که همزمان با رشد فکری من بود. از اون پس در درسم پس رفت کردم هرچند سال سوم راهنمایی برای المپیاد ریاضی، علوم و دوم دبیرستان برای المپیاد کامپیوتر انتخاب شدم ولی مثل گذشته امید به درس نداشتم. سال اول دبیرستان در درسهای ریاضی، فیزیک، شیمی بسیار قوی بودم ولی چون علاقه ای به درسهای خوندنی نداشتم همیشه با درسهای خوندنی مشکل داشتم. این مسئله باعث شد انگیزه ای برای شرکت در کنکور نداشته باشم و در سن 17 سالگی بعد از گذروندن واحدهای دیپلم، بدون گرفتن مدرک دیپلم به کار مشغول شدم. در دبیرستان رشته کامپیوتر رو انتخاب کرده بودم البته از شاخه کار و دانش. چرا که به دلیل نقل مکان منزل اواخر شهریور کارنامه سال اولم رو گرفتم و اون تاریخ انتخاب رشته خیلی محدود بود. به خواست خودم مدرسه محل تحصیل سال دوم دبیرستانم رو دور از منزل انتخاب کرده بودم تا بتونم رفتار اجتماعی خودم رو بالا ببرم، که این کار من واقعا تاثیر خوبی برام داشت. یک سال قبل از دیپلم از خواهر بزرگترم تایپ رو یاد گرفته بودم و با کارهایی که کم و بیش در منزل انجام میدادم باعث شده بود تایپم از سرعت بالایی برخوردار باشه. اولین تجربه کاریم در شهرداری بود. از طرف یک شرکت به صورت پیمانکاری در شهرداری منطقه ... مشغول به کار شدم. دوران خوب ولی خسته کننده ای بود. چیزهای زیادی یاد گرفتم، هم از لحاظ کاری و هم از لحاظ اجتماعی. اون زمان به خاطر بیکاری طولانی در محیط کارم تونستم نرم افزار ورد رو به صورت حرفه ای تمرین کنم و زرنگار رو به اجبار یاد گرفتم. (مهر 82- آذر 83) اولین دیدار من و همسرم در تاریخ 10 آبان 84 بود. انتشارات ... تجربه کاری من در محیط کوچکتری نسبت به شهرداری بود. فتوشاپ رو با آگهی های ترحیم در صفحه اول کتابهای مفاتیح به صورت حرفه ای یاد گرفتم. ماه ششم فعالیتم در انتشارات مصادف با عقد من و همسرم بود و چند هفته بعدش محل کار جدید من. (مهر 84- اردیبهشت 85) سومین و آخرین تجربه کاریم در شرکت مهندسین- مشاور ... بود. اونجا بود که با نرم افزارهای زیادی آشنا شدم و تقریبا اوج فعالیت کاری من اونجا بود. (اردیبهشت 85- خرداد 86) مراسم ازدواج من و همسرم (مسعود) در تاریخ 18 آبان 86 به صورت مختصر و آبرومند در هتلی در تهران برگزار شد. ♫ |
| وضعیت | زن26 ساله متاهل متولد 8/مرداد/1365 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | ، تهران |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با همسر |
| تحصيلات | زير ديپلم |
| شغل | خانه دار بیكار! |
| اطلاعات اضافي | ♫بیشتر از "درباره من" اطلاعات نمیتونم بدم♫ |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | چپ |
| قد | 150-155 |
| وزن | 45-50 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه |
| مد و ظاهر | متغيير ، راحت ، معمولي |
| صفحه وب | http://gharibeyeshgh.persianblog.ir/ |
| تاریخ عضویت | 2 تیر 1384 ساعت 01:32 |
| دبيرستان | هنرستان فاطمه زهرا (منطقه 10) |
| رشته | کامپیوتر |
| مهارتها | تایپ سرعت؛ فارسی، لاتین، عربی کار حرفه ای با؛ فتوشاپ، زرنگار، ورد 2003 به پایین شبکه هم خیلی کم بلدم. کارهای مربوط به انتشارات ♫ |
| علايق کاري | موسیقی ♫ |
| من در يک جمله ! | منم یکی مثل همه.
♫ |
| مهمترين چيزها | مدتیه جواب این سوال رو نمیدونم! ♫ |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| مشخصه اصلي | مهربان ، باهوش ، موي بلند |
| فرد مورد نظر آشنایی | فقط دوستان دوران تحصیلم... ♫ |
| فرد ايده آل زندگي | همسرم ♫ |
| موارد غیر قابل تحمل | خیلی زیاده. ♫ |
| مهارتهاي شخصي | نمیدونم! ♫ |