لیست دوستان :: 11
لیست کلوبها :: 0eshg 12 خرداد 86 - 12:54 |
ماهی شده بود باورش . تور اگه بندازن سرش میشه عروس ماهی ها شاه ماهی میشه همسرش. ماهی باورش نبود تور اگه بندازن سرش نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه اخرش |
لیست توصیفنامه ها9 اردیبهشت 86 - 11:21 | |
پروانه به حال تو دل شمع بسوزد
تنها نه دل شمع ، دل جمع بسوزد
از ناله تو اشک من آمیخته با خون
ای سینه مجروح الا ای نی محزون
دل میشکنی باز به آواز شکسته
ای وای چه سوزی است در این ساز شکسته
پرورده به دامان غمت دایه حسرت
ای نوگل پژمان من ای مایه حسرت
پروانه ز آهت جگر سنگ گدازد
با سوز تو آخر دل بیچاره چه سازد
امشب چه شد آخر که نگیری دمی آرام
ای اختر برتافته ای دختر ناکام
بعد از تو به گلزار طرب بادوزان شد
وز باد وزان گلشن آمال خزان شد
بعد از تو خط دلبری و حسن قلم خورد
بعد از تو بساط طرب و عیش به هم خورد
بعد از تو دگر پرده ساز است دریده
بعد از تو دگر قامت چنگ است خمیده
پروانه دگر بعد تو با شمع ستیزد
در ماتم تو شمع طرب اشک بریزد
بعد از تو رود خرمن عاشق همه بر باد
بعد از تو دگر عشق و جوانی رود از یاد
بعد از تو دگر زخم کند زخمه دل چنگ
دیگر نزند زمزمه تار بدل چنگ
بعد از تو دگر بغض بگیرد گلوی نای
بیرون نجهد از گلوی نای بجز وای
بعد از تو دگر باده کشان جام شکستند
بعد از تو در میکده ها را همه بستند
طوفان بلا از همه سو باد برانگیخت
ابر آمد و سیلاب غم از دیده فرو ریخت
این سینه سرور دل عشاق حزین است
آن سینه که مستوجب تیر است نه این است
این سینه بجز جایگه عشق و وفا نیست
این سینه بجز آینه غیب نما نیست
این قلب شکسته است و درو غیر خدا نیست
یک لحظه خدا از دل بشکسته جدا نیست
امشب عجبی نیست که پروانه پرستم
من شاعر سودا زده عاشق مستم
پروانه رفیقان همه از غم بهراسند
این مجلسیان قدر تو چون من نشناسند
من نیز در این سینه دل غمزده دارم
من نیز در این شهر یکی گمشده دارم |
28 فروردین 86 - 21:41 | |
دیدن پنجره زیباست اگر بگذارند _
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند _
من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم _
عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند
|
19 فروردین 86 - 07:44 | |
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود |













