لیست کلوبها :: 246در این هستی بی کران 15 شهریور 86 - 21:40 |
در این هستی بی کرانه و زیر گنبد کبود یک نفر هست که عاشق توست و دوست دارد عاشقش باشی .یک نفر هست که نگران توست و دلش می خواهد همیشه به سوی او گام برداری.روز وشب منتظر است که با او حرف بزنی درد دل کنی و صدایش بزنی در روزگاری که همسایه همسایه را نمی شناسد و گاهی پسر به پدر و پدر به پسر لبیک نمی گوید کسی هست که آن بالا بالاها فراتر از ستاره ها و کهکشان ها نشستند و منتظر است دستهایت را به طرف آسمان بلند کنی و از او بخواهی که حاجتت را روا کند آنقدر بزرگ و کریم و مهربان است که بی هیچ تکبر و غرور وقتی به حرفهایت گوش می دهد و کوتاهی ها سیاهی ها نا سپاسی ها و بدیهات را به رویت نمی آورد... همه ی درها و پنجره های بار گاهش پیوسته بار است نه خواب می شناسد و نه خستگی کافی است با دلی پاک ضمیری روشن و نیتی شفاف به سویش بروی خواهی دید که چگونه تو را در آغوش می گیرد و مهربانی و لطفش را نثارت می کند.
|














