__
لیست کلوبها :: 13
  • نام کلوب :عشق و دوست داشتن
    نام انگلیسی : justlove
    تاسیس : 29 آذر 1383
    12730 عضو ، 3171 بحث ، 5 آلبوم ، 24 مقاله ، 18 لینک

    عشق و دوست داشتن

  • نام کلوب :روز والنتاین
    نام انگلیسی : valentine
    تاسیس : 22 دی 1383
    13016 عضو ، 33 بحث ، 10 آلبوم ، 31 مقاله ، 17 لینک ، 1 نظرسنجی

    روز والنتاین

  • نام کلوب :مشکی رنگ عشق
    نام انگلیسی : blacklove
    تاسیس : 27 دی 1383
    2050 عضو ، 221 بحث ، 15 آلبوم ، 1 لینک

    مشکی رنگ عشق

  • نام کلوب :سکوت شیشه ای
    نام انگلیسی : glasssilent
    تاسیس : 23 دی 1383
    791 عضو ، 96 بحث ، 9 آلبوم ، 3 مقاله ، 1 لینک

    سکوت شیشه ای

  • نام کلوب :گفتگوهای تنهایی
    نام انگلیسی : alonedialog
    تاسیس : 15 دی 1383
    1377 عضو ، 439 بحث ، 7 آلبوم ، 4 لینک

    گفتگوهای تنهایی

  • نام کلوب :زیر بارون
    نام انگلیسی : undertherain
    تاسیس : 23 دی 1383
    2161 عضو ، 93 بحث ، 8 آلبوم ، 5 مقاله ، 1 لینک

    زیر بارون

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات حرفه برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
22 فروردین 87 - 23:46
چشماتو ببند آروم دستاتو به من بسپار فرصت بده عاشق شم لبخند بزن یکبار از وقتی طلوع کردی غرقم تو هوای تو فرصت بده این خورشید پرپر شه به پای تو آغوش تو دنیامه نازدونه گل بادوم سرمامو تحمل کن آروم بخواب آروم با تو همه تکرار بیداریه آتیشم اما بدون تو هر ثانیه کم میشم از اشک تو میخونم هم بغض من ای محرم نزدیک توام اما دنیایی ازت دورم تو این شب بی دیوار تا دستتو میگیرم از فاصله میسوزم با بوسه ای میمیرم
22 فروردین 87 - 23:45
ما همیشه در حال فراموش کردنیم از خودمان گرفته تا خدا (ادامه اش نمیدهم خودت فکر کن چرا؟!) همیشه برایت بهترینها را خواسته ام در هر شرایطی و به هر نحوی وقتی غریبه ها اینگونه به تو ایمان دارند چگونه میتوانی ناامید باشی دوست من ؟! کتابهای روانشناسی را خط به خط میخوانی در انتظار معجزه ؟!! ببین پیامبر قلبت چه میگوید نویسنده ها امامزاده نیستند !!! دوستت دارم هایت را باور میکنم درست مثل امضای آخر نامه هایت که میگویی خون است ولی طعم آب انار میدهد میدانی پزشکان که هیچ حتی ماموران بازیافت هم از این قلب شکسته قطع امید کرده اند!!!!
22 فروردین 87 - 23:44
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من كرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتی و هنوز، سالها هست كه در گوش من آرام ، آرام خش خش گام تو تكرار كنان، میدهد آزارم و من اندیشه كنان غرق این پندارم كه چرا، - خانه كوچك ما سیب نداشت .??????????????????????
__