لیست کلوبها :: 50
لیست توصیفنامه ها2 فروردین 87 - 11:37 | |
بخــــوان ای بلــبل خوش خوان که باز از نو بهار آمد
نسیـــــم رفته زین گلشــن به رخش گـل سوار آمد
گذشت آن حسرت پائــــــــیز ، بهار آمد فرحت انگیز
زغـــــــم شد ساغــــــرم لبریز، بهار خـــوشگوار آمد
بخــــــوان مرغ هـــــزار آوا ، کنون آهنـــــگ دلشادی
که رنگین شد چمن از گل ، درخــت اکنون به بار آمد
بهر سو جلوه رنگ است، سرور عشق و آهنگ است
طبیــــــعت مست اورنگ است ، بهاران هم خمار آمد
بهاران جلــــوه ها دارد ، مگر سیر و صـــــــــــفا دارد؟
چه رازی در قـــــــفا دارد ، که باز از نو چو پـــــــار آمد
زدشـــــت و دامـــــن صحرا ، زشــــــور و نالـــــه دری
به گــــــوش آید همــــــین آوا ، بهـــــــار آمد بهار آمد
|
21 آذر 86 - 13:18 | |
كاشكی تو نگاه آخر اشك تو چشام می دیدی
تو چی كردی با دل من عشقمو انگار ندیدی
قلب تو انگاری نشنید التماس اون چشامو
تو چی كردی با دل من ندیدی غم نگامو
به دلم مونده یه بار یه روزی یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزیو بس چشام به نامت
|
9 آذر 86 - 18:32 | |
برگها از شاخه می افتادومن
تنهای تنها راه میرفتم
در کنار برکهای پوشیده از باران برگ
شاید این افسوس را با باد می گفتم
آه.این آیینه را این برگهای خشک پوشاندست
این صفا این روشنایی در غبار تیرگی ماندست.
تا کجا مهر بهاران پرده از رخسار این آیینه بر دارد
چهره او را به دست نور بسپارد.
روز های زندگی چون برگ از شاخه می افتاد و من
همجنان تنهای تنها راه می رفتم
یادها. غم های سنگین
چهره آیینه دل را کدر میکرد
شاید این فریاد را با خویش می گفتم
باید این آیینه را از ظلم این ظلمت رهایی داد
جره او را به لبخند امیدی
تازه
از نو روشنایی داد
عشق باید پرده از رخسار این آیینه بردارد
چهره اورا به دست نور بسپارد.
|















