| کلوب آی دی | shidin_hair_abed ، سن کلوبی : 3 سال و 6 ماه و 19 روز |
| درباره من | اعتقاد و عشق دلیر کند. و همه ترسها ببرد. هر اعتقاد که آن را گرم کرد، آن را نگه دار! و هر اعتقاد که تو را سرد کرد، از آن دور باش. محمدی آن باشد که شکستهدل باشد. پیشینیان شکستهتن بودند. کافران را دوست میدارم. از آن جهت که دعوی دوستی نمیکنند. میگویند: ما کافریم! دشمنیم! حق به دست من است. با من نیست. دل من خزینهی کسی نیست. خزینهی حق است. صد هزار درم با من خرج کنی، چنان نباشد که حرمت سخن من، بداری. میپنداری آنکس که لذات برگیرد، حسرت او کمتر باشد؟ حقا که حسرت او بیشتر باشد. زیرا که او به این عالم بیشتر خوی کرده باشد. آزادی در بیآرزویی است. عقل تا درگاه ره میبرد. اما اندرون خانه ره نمیبرد. آنجا عقل حجاب است. دل حجاب است. و سر حجاب! گفتن، جان کندن است و شنیدن، جان پروردن |
| وضعیت | زن30 ساله مجرد متولد 23/اردیبهشت/1361 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، تهران ، tehran |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | تماس با آشنايان و دوستان |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | فوق ليسانس |
| اطلاعات اضافي | همه همسایه ها فکر می کنند ما دیوانه ایم. ما هم فکر می کنیم آنها دیوانه اند. در حقیقت همه راست می گوییم. (چارلز بوکوفسکی) |
| دین | اسلام |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | راحت ، مدرن |
| تاریخ عضویت | 2 مرداد 1387 ساعت 20:10 |
| کتاب | از عالم معنی الفی بیرون تاخت که هر که آن الف را فهم کرد همه را فهم کرد، هر که این الف را فهم نکرد، هیچ فهم نکرد. طالبان چون بید می لرزند از برای فهم آن الف، اما برای طالبان سخن دراز کردند شرح حجاب هارا ، که هفتصدحجاب است از نور و هفتصد حجاب است از ظلمت، به حقیقت رهبری نکردند، رهزنی کردند بر قومی، ایشان را نومید کردند که ما این همه حجاب هارا کی بگذریم؟ همه حجاب ها یک حجاب است، چون آن یکی هیچ حجابی نیست، آن حجاب این وجود است. |
| ايميل 1 | anahit.mehr [at] yahoo [dot] com |
| فرد مورد نظر آشنایی | آن که می گوید من مرد را اول نظر که ببینم بشناسم، در غلط عظیم است او و جنس او. آنچه یافته اند و بر آن اعتماد کرده اند و بدان شادند و مست اند، آن نظر ناری است، آتشیست. اندرون تر می باید رفتن و از آن در گذشتن، که آن هواست. |
| فرد ايده آل زندگي | پر سری آمد که با من سری بگو. گفتم من با تو سر نتوانم گفتن، من سر با آن کس توانم گفتن که او را درو نبینم، خود را درو بینم، سر خود با خود گویم. من در تو خود را نمی بینم، در تو دیگری را می بینم |
| موارد غیر قابل تحمل | همین که عیب دیدن گرفت بدان کو که محبت کم شد. |