لیست دوستان :: 5
لیست کلوبها :: 8عشق 27 اسفند 86 - 22:31 |
عشق یعنی زندگی دشوارگی عشق یعنی یک بغل بیگانگی عشق یعنی مردن اهستگی عشق یعنی سوختنو جان دادگی عشق یعنی اسمان چوبی عشق یعنی زندگی و پوچی عشق یعنی بوسه های بی دلیل عشق یعنی گریه ها پس دیگری عشق یعنی در نگاهت غرق شدن عشق یعنی محو ان زیبا شدن عشق یعنی گم شدن.پیدا شدن عشق یعنی ان یکی لیلا شدن عشق یعنی در زمان گمراه شدن عشق یعنی در زمان بیراه شدن عشق یعنی ناخداه کشتی شدن عشق یعنی بر دل دریا زدن.مخفی شدن عشق یعنی اسمان ابری شدن عشق یعنی اب جاری شدن.چشمه شدن عشق یعنی بر درختی چیره شد عشق یعنی میوه هاشان چیده شد عشق یعنی بر نگاهی خیره شد عشق یعنی بر دل هم پیله شد عشق یعنی سوخت و پروانه شد عشق یعنی شمع شد.دیوانه شد عشق یعنی رنگهای رنگین کمان عشق یعنی قصه ای از یک زمان عشق یعنی سفره هفت سین ما عشق یعنی قصه درویش ما عشق یعنی قصه ای از تارزن عشق یعنی روزگاری یک زنی در غار تنگ عشق یعنی ان سراب اتشین عشق یعنی محو والای زمین عشق یعنی یک قفس در دل نهادن عشق یعنی در قفس چیزی نهادن عشق یعنی در دلی اهی گذاشتن عشق یعنی تا ابد فریاد دادن عشق یعنی سر نهادن بر زمین عشق یعنی اشکها جاری شدن بر این زمین عشق یعنی رفتن راه بی هدف عشق یعنی رفتن راه بی ثمر عشق یعنی یک سوال بی جواب عشق یعنی یک سوال و صد جواب عشق یعنی یک زمین تا اسمان عشق یعنی اسمان بی انتها عشق یعنی روزگاری یک نگاه عشق یعنی رفتنی بی انتها عشق یعنی گفتگو ها بین هم عشق یعنی رفتن.در اغوش هم عشق یعنی اه و ناله در قفس عشق یعنی گریه کردن در قفس عشق یعنی سوز دل.درد و بلا عشق یعنی بی غذا و اب و خواب عشق یعنی تشنه یک جرعه اب عشق یعنی گشنه یک تکه نان عشق یعنی loveگفتن بر هم دگر عشق یعنی مهر ورزیدن به هم عشق یعنی روزگاری طالب رخسار تو عشق یعنی ماتم و بیمار تو عشق یعنی تشنه یک نفس عشق یعنی در کنارت بی نفس عشق یعنی عشق یک مادر به کودک عشق یعنی عشق جاویدان مادر .به کودک عشق یعنی اولش باش بی صدا عشق یعنی اخرش باش بی خیال |
لیست توصیفنامه ها31 اردیبهشت 87 - 19:56 | |
امشب حقیقت وجود تو را در لا به لای گم شدن واژه ها بی آنکه چیزی از تو بدانم، انکار می کنم اما سکوت تو را در انقلاب چشمهای حقیقت تو رسوا نمی کنم با رقص ابر های کهنه در این شب بی آغاز پرهای آبی تر از صدای تو را در انجمادی همرنگ صبح زمستان میسوزانم وتو را تا همیشه به تو می سپارم . . شاید تولدی دوباره ققنوس خاطره هایمان را بمیراند.... !! |
17 اردیبهشت 87 - 13:51 | |
گرچه میدانم بر آنی تا فراموشم كنی
من به یادت لحظه هارا یك به یك خواهم شمرد
دل به یاد روزهای رفته و بی بازگشت
دل به ایام خوش سوداگری خواهم سپرد
نوبهار است و دلم در حسرت دیدار تو
اشتیاقم را به دست باد ها خواهم سپرد
بی تو تنهایم ولی در عالم وهم و خیال
به كلام دلنشینت گوش جان خواهم سپرد
ای سفر كرده سفر جبر است و ما بی اختیار
اختیارم را به دست جبر تو خواهم سپرد
هجرتت بی انتها و این جدائی تا ابد
من تو را تا بی نهایت به خدا خواهم سپرد
|
12 فروردین 87 - 14:34 | |
پرواز آفتاب ونسیم و پرنده را می دانم
و صفای دلاویز دشت را
اما، من این میان
پرواز لحظه ها را، ا
فسوس می خورم
پرواز این پرندۀ بی برگشت را.
|


















