__
لیست دوستان :: 1
لیست کلوبها :: 28
  • نام کلوب :داریوش كبیر
    نام انگلیسی : dariush_the_great
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    1348 عضو ، 220 بحث ، 7 آلبوم ، 24 مقاله ، 5 لینک

    داریوش كبیر

  • نام کلوب :ایران من
    نام انگلیسی : 1324756
    تاسیس : 19 خرداد 1385
    122 عضو ، 59 بحث ، 8 آلبوم

    ایران من

  • نام کلوب :انجمن كورش بزرگ
    نام انگلیسی : koroshkabir
    تاسیس : 30 دی 1383
    12352 عضو ، 2861 بحث ، 7 آلبوم ، 34 مقاله ، 25 لینک ، 1 نظرسنجی

    انجمن كورش بزرگ

  • نام کلوب :ایرانیان آریایی
    نام انگلیسی : iraninanariaie
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    1732 عضو ، 290 بحث ، 8 آلبوم ، 9 مقاله ، 3 لینک

    ایرانیان آریایی

  • نام کلوب :ایران باستان
    نام انگلیسی : iran_bastan
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    739 عضو ، 215 بحث ، 5 آلبوم ، 6 مقاله ، 13 لینک ، 1 نظرسنجی

    ایران باستان

  • نام کلوب :ایرانیان
    نام انگلیسی : irane_man
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    287 عضو ، 73 بحث ، 3 آلبوم ، 7 مقاله

    ایرانیان

از مرگ
22 بهمن 85 - 06:25

هرگز از مرگ نه هراسیده ام.


اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.


هراس من_باری_همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن


                                                                                            از آزادی آدمی


                                                                                                               افزون باشد.


جستن


یافتن


و آنگاه به اختیار برگزیدن


و از خویشتن خویش


باروئی پی افکندن...


اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد


حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

لیست توصیفنامه ها
15 فروردین 87 - 00:37
عكس جدید عالی جاوید!
28 خرداد 86 - 09:11
آخرین پیام دکتر مصدق به ملت ایران ، در دادگاه نظامی، بعنوان وداع با مردم آخرین پیام دکتر مصدق به ملت ایران ، در دادگاه نظامی، بعنوان وداع با مردم 24 آذر 1384 "...آری تنها گناه من وگناه بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت را ملی کرده ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ منافع اقتصادی عظیم ترین امپراطوری‌های جهان را ازاین مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوف ترین سازمان‌های استعماری و جاسوسی بین المللی در افکنده ام و به قیمت ازدست رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت واراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردیدم. من طی این همه فشاروناملایمات ، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خودم غافل نیستم و به خوبی میدانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی بشود که ممکن است درآتیه در سراسر خاورمیانه درصدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعماربرآیند. من میخواهم برای آخرین باردرزندگی خود ملت رشید ایران را از حقایق این نبرد وحشت انگیز مطلع سازم و مژده بدهم: مصطفی را وعده داد الطاف حق / گربمیری تو نمیرد این ورق حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیون‌ها ایرانی و نسل‌های متوالی این ملت کوچک ترین ارزشی ندارد و ازآن چه برایم پیش آورده‌اند هیچ تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود راتا سرحد امکان انجام داده ام و من به حس و عیان می بینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقت‌هایی که امروز گریبان همه را گرفته بثمر رسیده و خواهد رسید. عمر من و شما و هرکس چند صباحی دیر یا زود به پایان می رسد ولی آن چه می ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستم دیده است. از مقدمات کار و طرز تعقیب و جریان دادرسی معلوم است که در گوشه زندان خواهم ماند و این صدا و حرارت را که همیشه درخیر مردم به کار برده ام خاموش خواهند کرد و دیگر جزدراین لحظه نمی توانم با هموطنان عزیز صحبت کنم. بدینوسیله از مردم رشید و عزیز ایران مرد و زن و پیروجوان تودیع میکنم و تاًکید مینمایم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته‌اند از هیچ حادثه‌ای نهراسند و نهضت مقدس خود را ادامه دهند و یقین بدانند ، خدا یارو مدد کار آن‌ها خواهد بود." دکتر محمد مصدق با احترام کاوه
27 فروردین 86 - 19:43
تلاش تلاش می کنم و دست بر نمی دارم اگر چه خسته و دلمرده گشته پندارم مرا چه غم اگر از خفتگان خبر نرسد که من سپیده ی صبح همیشه بیدارم چو خار را به صفای ثبات ما بستند گمان مبر که چو خارا، ز تیشه بیزارم من آن نیم که ز نیمه، ز راه برگردم چنان روم که غزلخوان شوی به دیدارم مجیز شیخ نگفتیم و عکس خود نشدم چرا که از خط تمکین شیخ بیزارم اگر هزار شویم وهزار پاره شود حدیث ناله ی عشق و نفیر بیمارم سکوت چرخ زمان را به دل نمی گیرم که میوه داد سکوت از سکوت پُربارم به نور خاک فروغ و به تربت حافظ قسم، که در وطن ام خفته آخر کارم! مرا به یاد بیاور اگر ندیدی باز که من کلام نحیفی ز باغ گفتارم ولی صلابت ایران تمام عشق من است و بر صلابت ایران، تنیده گلزارم اگر ز دیده جدا شد، ز دل جدا نشود کجا شود وطنی کو دل است و دلدارم خوشا به حال رفیقان که خفته در وطن اند که خاک تربت شان می وزد به کردارم
__