لیست کلوبها :: 30
لیست توصیفنامه ها9 اردیبهشت 87 - 15:31 | |
بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی// دشمنی ها کرد با من در لباس دوستی // کوه پا بر جا گمان می کردمش دردا که بود // از حبابی سست بنیان تر اساس دوستی// بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را // جای بیم دشمنی دارد هراس دوستی // جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند // کور بادا دیده حق ناشناس دوستی // دشمن خویش رهی کز دوستداران دوروی// دشمنی بینی و خاموشی به پاس دوستی// |
3 اردیبهشت 87 - 10:53 | |
آرامش
این باد میوزد و میرود
این آب میساید و میگذرد
این خاک در بر میگیرد و از خاطر میبرد
این آتش میسوزاند و خاموش میشود
|
2 اردیبهشت 87 - 17:06 | |
پرنده گفت : چه بویی چه آفتابی
آه بهار آمده است
و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت
پرنده از لب ایوان پرید
مثل پیامی پرید و رفت
پرندهی کوچک
پرنده فکر نمیکرد
پرنده روزنامه نمیخواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمیشناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغهای خطر
در ارتفاع بیخبری میپرید
و لحظههای آبی را
دیوانهوار تجربه میکرد
پرنده آه فقط یک پرنده بود
|















