__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 112
  • نام کلوب :اصطلاحات و جملات عا
    نام انگلیسی : estellah
    تاسیس : 30 دی 1384
    1043 عضو ، 28 بحث ، 6 آلبوم ، 2 مقاله ، 5 لینک

    اصطلاحات و جملات عامیانه در انگلیسی

  • نام کلوب :شمس تبریزی
    نام انگلیسی : shamss
    تاسیس : 13 مرداد 1385
    151 عضو ، 76 بحث ، 2 آلبوم ، 23 مقاله ، 7 لینک

    شمس تبریزی

  • نام کلوب :شطرنج
    نام انگلیسی : chest
    تاسیس : 27 دی 1383
    1940 عضو ، 238 بحث ، 7 آلبوم ، 5 مقاله ، 1 لینک

    شطرنج

  • نام کلوب :مدیریت پروژه حرفه ای
    نام انگلیسی : projectmanage
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1230 عضو ، 164 بحث ، 11 مقاله ، 3 لینک

    مدیریت پروژه حرفه ای

  • نام کلوب :خلاقیت
    نام انگلیسی : iqiran
    تاسیس : 27 دی 1383
    2772 عضو ، 71 بحث ، 11 آلبوم ، 90 مقاله ، 17 لینک

    خلاقیت

  • نام کلوب :اس ام اس و ایمیل
    نام انگلیسی : sms_email
    تاسیس : 9 تیر 1385
    2090 عضو ، 34 بحث ، 28 آلبوم ، 23 مقاله ، 4 لینک

    اس ام اس و ایمیل

لیست توصیفنامه ها
23 تیر 87 - 22:55
گفتم كه سكوت ... ! از چه رو لالی و كور ؟ فریاد بكش ،كه زندگی رفت به گور گفتا كه خموش ! تا كه زندانی زور بهتر شنود ، ندای تاریخ ز دور بستم ز سخن لب ، و فرا دادم گوش دیدم كه ز بیكران ،دردی خاموش فریاد زمان ،رمیده در قلب سروش كای ژنده بتن ، مردن كاشانه به دوش بس بود هر آنچه زور بی مسلك پست در دامن این تیره شب مرده پرست با فقر سیاه.... طفل سرمایه ی مست قلب نفس بیكستان ، كشت ... شكست دل زنده كنید تا بمیرد ناكام این نظم سیاه و ... فقر در ظلمت شام برسر نكشد ، خزیده از بام به بام خون دل پا برهنگان ، جام به جام نابود كنید . یأس را در دل خویش كاین ظلمت دردگستر ، زار پریش محكوم به مرگ جاودانی است ... بلی شب خاك بسر زند ، چو روز آید پیش -------------------------------------------------------------------------------- هراس من از مرگ نیست ، هراس من از بیهوده زیستن است.
23 تیر 87 - 22:53
زین سپس با دگران عشق و صفا خواهم کرد همچو تو یکسره من ترک وفا خواهم کرد زین سپس جای وفا چو تو جفا خواهم کرد ترک سجاده و تسبیح و َردا خواهم کرد گذر از کوی تو چون باد صبا خواهم کرد هرگز این گوش من از تو سخن حق نشنید مردمان گوش به افسانهَ زاهد ندهید داده از پند به من پیر خرابات نوید کز تو ای عهد شکن این دل دیوانه رمید شِکوه زآین بدت پیش خدا خواهم کرد درس حکمت همه را خواندم و دیدم به عیان بهر هر درد دوایی است دواها پنهان نسخهَ درد من این بادهَ ناب است بدان کز طبیبان جفا جوی نگرفتم درمان زخم دل را میِ ناب دوا خواهم کرد من که هم می خورم و دُردی آن پادشهم بهتر آنست که اِمشب به همانجا بروم سر خود بر در خُمخانهَ آن شاه نهم آنقدر باده خورم تا زغم آزاد شوم دست از دامن طناز رها خواهم کرد خواهم از شیخ کشی شهره این شهر شوم شیخ و ملاء و مُریدان همه را قهر شوم بر مذاق همه شیخان دغل زهر شوم گر که روزی زقضا حاکم این شهر شوم خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد زکم و بیش و بسیار بگیرم از شیخ وجه اندوخته و دینار بگیرم از شیخ آنقدر جامه و دستار بگیرم از شیخ باج میخانهَ اَمرار بگیرم از شیخ وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد وقف سازم دو سه میخانهَ با نام و نشان وَندَر آنجا دو سه ساقی به مهروی عیان تا نمایند همه را واقف ز اسرار جهان گِرد هر چرخ به من مهلتی ای باده خواران کف این میکده ها را زعبا خواهم کرد هر که این نظم سرود خرٌم و دلشاد بُود خانهَ ذوقی و گوینده اش آباد بُود انتقادی نبود هر سخن آزاد بُود تا قلم در کف من تیشهَ فرهاد بُود تا ابد در دل این کوه صدا خواهم کرد -------------------------------------------------------------------------------- هراس من از مرگ نیست ، هراس من از بیهوده زیستن است.
23 تیر 87 - 22:02
چون زلف توام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی ای شاهد افلاکی در مست و در پاکی من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی در سینهی سوزانم مستوری و مهجوری در دیدهی بیدارم پیدایی و پنهانی من زمزمهی عودم، تو زمزمه پردازی من سلسلهی موجم، تو سلسله جبنانی از آتش سودایت دارم من و دارد دل دلقی که نمی بینی دردی که نمی دانی دل با من و جان بی تو، نسپاری و بسپارم کام از تو و تاب از من، نستانم و بستانی ای چشم رهی سویت، کو چشم رهی جویه ؟ روی از من سرگردان شاید که نگردانی
__