__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 15
  • نام کلوب :شناخت آئینها و رسومات
    نام انگلیسی : excise
    تاسیس : 2 دی 1384
    196 عضو ، 43 بحث ، 8 آلبوم ، 8 مقاله ، 6 لینک

    شناخت آئینها و رسومات ایرانی

  • نام کلوب :متولدین آبان ماه
    نام انگلیسی : aban2
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    2074 عضو ، 20 بحث ، 23 آلبوم ، 28 مقاله ، 39 لینک ، 1 نظرسنجی

    متولدین آبان ماه

  • نام کلوب :حمید مصدق
    نام انگلیسی : m_mosadegh
    تاسیس : 8 دی 1383
    2216 عضو ، 61 بحث ، 1 مقاله ، 1 لینک

    حمید مصدق

  • نام کلوب :فقر
    نام انگلیسی : faghr
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    1840 عضو ، 308 بحث ، 16 آلبوم ، 13 مقاله ، 5 لینک ، 3 نظرسنجی

    فقر

  • نام کلوب :تكنولوژی فكر
    نام انگلیسی : think_technology
    تاسیس : 23 دی 1384
    1659 عضو ، 97 بحث ، 2 آلبوم ، 19 مقاله ، 8 لینک

    تكنولوژی فكر

  • نام کلوب :انسان موفق
    نام انگلیسی : ensanemovafagh
    تاسیس : 4 آذر 1384
    100 عضو ، 14 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله

    انسان موفق

سیر تكاملی خانمها در طول تاریخ
27 مرداد 87 - 16:39

سال 1230 :

مرد : دختره خیر ندیده من تا نكشمت راحت نمی شم...

زن : آقا , حالا یه غلطی كرده شما ببخشید ! نامحرم كه تو خونمون نبود. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندید...!!!

مرد : بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم , لابد فردا میخواد بره بقالی ماست بخره.

نخیر نمیشه باید بكشمش...

بالاخره با صحبتهای زن, مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه .

سال 1280 :

مرد : واسه من می خوای بری درس بخونی ؟

میكشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار كه مردی دیگه جرات نمیكنی از این حرفها بزنی.

تو غلط میكنی . تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه

من میخوای درس بخونی ؟؟؟

زن : آقا آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می گیره ها !

مرد ( با نعره حمله میكنه طرف دخترش ) : من باید بكشمت. تا نكشمت آروم نمیشم.

خودت بیای خودتو تسلیم كنی , بدون درد می كشمت....

بالاخره با صحبتهای زن ,  مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه.

سال 1330 :

مرد : چی ؟ دانشسرا ( همون دانشگاه خودمون ) حالا میخوای بری دانشسرا ؟ میخوای

سرمنو زیر ننگ بكنی ؟ فاسد شدی برا من ؟ شیكمتو سورفه ( سوفره ) می كونم...

زن : آقا ترو خدا خودتون كنترل كنین. خدا نكرده یه وخ (وقت ) سكته میكنین آ ...

مرد : چی میگی ززززززن ؟؟ من اگه اینو امشب نكوشم (نكشم ) دیگه فردا نمیتونم جلوی

این فسادو بگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كونی...

بالاخره با صحبتهای زن ,  مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه.

سال 1380 :

مرد : كجا ؟ میخوای با تكپوش ( از این مانتو آستین كوتاها كه نیم مترم پارچه نبردن و وقتی

می پوشیشون پستی بلندی پیدا میكنن ! ) و شلوارك ( از این شلوارها كه خیلی كم پارچه

اسراف میكنن ! ) بری بیرون ؟ می كشمت. من ... تو رو ... می كشم...

زن : ای آقا . چی به كارش داری . الان دیگه همه همینطورین ( شما بخونید اكثرا ) .

مرد : من ... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه كم اون شلوارو پایین تر بكش كه تا زانوتو بپوشونه.

نه ... نه ... نمی خواد بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره ...

سال 1400 :

زن : دخترم  ,  حالا بابات یه غلطی كرد . تو اعصاب خودتو خراب نكن . لاك ناخنت می پره.

آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر می شه , بسشه دیگه مامی. باباتم قول میده

دیگه از این حرفها نزنه ...

بالاخره با صحبتهای زن , دختر خونه از خر شیطون پیاده میشه و بابای گناهكارشو می بخشه !!

                                                     

  • ارسال نظر (0)
__