__
لیست دوستان :: 12
لیست کلوبها :: 58
  • نام کلوب :معماری نرم افزار
    نام انگلیسی : softwareengineering
    تاسیس : 22 مهر 1384
    181 عضو ، 25 بحث ،

    معماری نرم افزار

  • نام کلوب :متخصصین شبکه
    نام انگلیسی : expert
    تاسیس : 10 شهریور 1385
    223 عضو ، 9 بحث ، 4 مقاله ، 4 لینک

    متخصصین شبکه

  • نام کلوب :ریاضی
    نام انگلیسی : math
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    116 عضو ، 28 بحث ، 1 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    ریاضی

  • نام کلوب :برنامه نویسی
    نام انگلیسی : programmer
    تاسیس : 6 دی 1383
    9521 عضو ، 2720 بحث ، 17 آلبوم ، 41 مقاله ، 43 لینک ، 2 نظرسنجی

    برنامه نویسی

  • نام کلوب :برنامه نویسی و طراحی و
    نام انگلیسی : webprograming
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    91 عضو ، 28 بحث ، 1 مقاله ، 1 لینک

    برنامه نویسی و طراحی وب

  • نام کلوب :اس ام اس
    نام انگلیسی : kingofsmsnomber1
    تاسیس : 29 دی 1383
    32884 عضو ، 24 بحث ، 7 آلبوم ، 83 مقاله ، 3 لینک ، 5 نظرسنجی

    اس ام اس

E-mail's Power
2 بهمن 86 - 09:39
مرد بیکار

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه اش کرد و تمیز کردن زمین رو -به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین..»
مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»
رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمیدونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایهش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ...
پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آینده ی خانواده اش برنامه ریزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه ی عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»
نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:

آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت.

نتیجه های اخلاقی:
1. اینترنت چاره ساز زندگی نیست.
2. اگه اینترنت نداشته باشی و سخت کار کنی، میلیونر میشی.
3. اگه این نوشته رو از طریق ایمیل دریافت کردی، تو هم نزدیکه که آبدارچی بشی به جای میلیونرشدن...!!!

درجواب این نوشته به من میل نزن، من دارم ایمیلم رو میبندم تا برم گوجه فرنگی بفروشم
لیست توصیفنامه ها
2 شهریور 87 - 00:45
برقص! گویا هرگز كسی تو را نمی بیند ، عاشق شو ! گویا هرگز كسی دلت را نشكسته است ، و زندگی كن ! گویا بهشت اینجاست ... مارك تواین
20 اردیبهشت 87 - 23:26
امشب کسی که خودش هم عین نامش غمگین بود و از عشق سرخ به من آموخت که گاهی انسان می گرید بدون آنکه چشمانش خیس شود و تنها علامت گریه،تر شدن چشم نیست و من اندکی بعد از خودم دلتنگ شدم که کسانی که بی چشم خیس گریه می کنند ابری ترند،سبک هم نمی شوند،دل و دستشان می لرزد،اشک هم که نمی ریزند پس خیالشان ناراحت ترست..... سلام اقا فروزان تو کلوب سیاه قلم من عضو میشین لطفا http://www.cloob.com/clubname/siyah
__