لیست دوستان :: 1474
لیست کلوبها :: 52تولدم مبارك 26 بهمن 86 - 23:55 |
سلام دوستان خیلی ممنون و تشكر می كنم از همه دوستانی كه پیام دادن و تبریك به من گفتن امیدوارم كه بتونم جبران كنم خیلی ممنون |
لیست توصیفنامه ها28 اردیبهشت 87 - 00:15 | |
لیلی، نام تمام دختران زمین است
خدا مشتی خاک برگرفت. می خواست لیلی را بسازد،
از خود در او دمید. و لیلی پیش از آنکه با خبر شود، عاشق شد.
سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد. لیلی باید عاشق باشد.
زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق می شود.
لیلی نام تمام دختران زمین است؛ نام دیگر انسان.
خدا گفت: به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید.
آزمونتان تنها همین است: عشق. و هر که عاشق تر آمد،
نزدیکتر است. پس نزدیکتر آیید، نزدیکتر.
عشق، کمند من است. کمندی که شما را پیش من می آورد. کمندم را بگیرید.
و لیلی کمند خدا را گرفت.
خدا گفت: عشق، فرصت گفتگو است. گفتگو با من.
با من گفتگو کنید.
و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد. لیلی هم صحبت خدا شد.
خدا گفت: عشق، همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند.
و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند. |
25 اردیبهشت 87 - 08:30 | |
چیزی بگو خیال من آشفته تر شود چیزی شبیه شعر دلم زیروزبر شود چیزی شبیه عطر حضور همیشه ات از خاطرات دور ولی ساده تر شود خواندم حضور چشم تو اینجا همیشگی است خوش دارم این خیال كمی تازه تر شود تكراربی نهایت یك راه بی تو هیچ حالا خیال كن پای دلم خسته تر شود ترسیده ام زهای وهوی غریب غریبه ها ترسم صدای آشنای تو هم دورتر شود عمری گریخته ام از چند و چون عشق ترسم كه سعی دل به نگاهت هدر شود من بین ماندن و رفتن عجیب حیرانم شعری بخوان كه رفتن دل سخت تر شود من خوب می شناسمت......
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@..........@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
آرزو دارم شبی عاشق شوی. آرزو دارم بفهمی درد را. تلخی برخوردهای سرد را. می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی. می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی. می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی.....
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ |
22 اردیبهشت 87 - 19:07 | |
گفت : می خوام یه یادگاری بنویسم تا همیشه برات بمونه ...
گفتم : كجا؟
گفت : رو قلبت ...
گفتم : می تونی؟
گفت : آره زیاد سخت نیست ...
گفتم : بنویس تا برای همیشه بمونه ...
یه خنجر برداشت ...
گفتم : این چیه؟
گفت : هیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس .
ساكت شدم ...
گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی ؟
خنجر رو برداشت و با قسوت تیز اون نوشت :
دوستت دارم دیوونه !!!
اون رفته خیلی وقته ... كجا ؟ نمی دونم .
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده ...
خدایا عشقم بر گرده .
|






















