__
لیست دوستان :: 135
لیست کلوبها :: 8
  • نام کلوب :Office, Word, Excel
    نام انگلیسی : word_excel
    تاسیس : 22 اسفند 1383
    539 عضو ، 114 بحث ، 12 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    Office, Word, Excel

  • نام کلوب :داراب - شیراز
    نام انگلیسی : shiraz_darab
    تاسیس : 22 اسفند 1383
    136 عضو ، 76 بحث ، 5 آلبوم ، 3 مقاله ، 9 لینک

    داراب - شیراز

  • نام کلوب :قصه عشق
    نام انگلیسی : love_story
    تاسیس : 15 مهر 1384
    139 عضو ، 35 بحث ، 2 آلبوم ، 1 لینک

    قصه عشق

  • نام کلوب :وقتی خدا زن آفرید
    نام انگلیسی : gentlewoman
    تاسیس : 26 آبان 1385
    630 عضو ، 224 بحث ، 4 آلبوم ، 7 مقاله ، 11 لینک ، 2 نظرسنجی

    وقتی خدا زن آفرید

  • نام کلوب :آشپزباشی
    نام انگلیسی : ashpazbashi
    تاسیس : 8 مهر 1384
    1587 عضو ، 267 بحث ، 11 آلبوم ، 11 مقاله ، 11 لینک

    آشپزباشی

  • نام کلوب :C_Sharp ( C# )
    نام انگلیسی : c_sharp
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1136 عضو ، 130 بحث ، 3 آلبوم ، 4 مقاله ، 7 لینک

    C_Sharp ( C# )

میلاد مولود كعبه مبارك
25 تیر 87 - 16:27
2cwu1kw.jpg
لیست توصیفنامه ها
25 تیر 87 - 14:55
۱۳ رجب دوستان مژده كه آماده بساط طرب است طرب ماست كه خالی ز ملال و تعب است هر كجا خلقت پاك است بشر یا كه ملك همه در وجد و سرورند كه ماه رجب است سیزده روز كه بگذشت از این ماه شریف روز مولود امامی است كه محبوب‌ رب است در نحوست عدد سیزده ‌اندر اعداد هست مشهور و مر این نكته برایم عجب است! سعد اكبر ز چه رو آمده این روز و چرا بین ایام چنین روز و مهی منتخب است؟ هاتفی گفت كه میلاد شهنشاه جهان اسد‌ا... علی خسرو عالی نسب است شعف و وجد بدانسان كه نگنجد در وهم طرب و عیش فراهم همه را زین سبب است شیعیان هر كه به هر جا همه را وجد و سرور شرق تا غرب جهان هر كه عجم یا عرب است پیروانش همگی حامی مظلومانند خصم ظالم بود آن كو به علی منتسب است به تولا دل من شاد ز سرمنزل عشق به تبرا به سوی خصم سرا پا غضب است شهر علم است پیمبر و علی هست درش هر در از علم كه بینی همه زو منشعب است بی‌ولایش بشر ار دست بیابد به كرات باز از قافله علم وتمدن عقب است وعده فرموده به بالین محبان آید ای خوش آن لحظه ولی حیف كه جان‌ها به لب است نظر لطف و عنایت تو ز ما باز مگیر یا علی تا به جهان سال و مه و روز و شب است «قائمی» طبع چنین خرم و سرشار نداشت از عنایات علی بود و ز یمن رجب است احمد قائمی
23 تیر 87 - 19:46
دیگر مرا به معجزه دعوت نمی كنی با من ز درد حادثه صحبت نمی كنی دیریست پشت پنجره مانده ام كه رد شوی اما تو مدتی ست اجابت نمی كنی قولی كه داده ای به من از یاد برده ای گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی كنی بیمار عشق توست پرستوی روح من از این مریض خسته عیادت نمی كنی باشد برو ولی همه جا غرق عطر توست گرچه تو هیچ خرج صداقت نمی كنی یكبار از مسیر نگاهم عبور كن آنقدر دور گشته ای كه فرصت نمیكنی گل های باغ خاطره در حال مردنند به یاس های تشنه محبت نمی كنی رفتی بدون آنكه خداحافظی كنی دیگر به قاب پنجره دقت نمی كنی امروز سیب سرخ رفاقت دلش گرفت این سیب را برای چه قسمت نمی كنی یعنی من از مقابل چشم تو رفته ام این كلبه را دوباره مرمت نمی كنی زیبا قرارمان همه جا هر زمان كه شد گرچه تو هیچ وقت رعایت نمی كنی
20 تیر 87 - 14:13
وقتی كسی نیست كه به دادت برسه پس داد نزن ، سكوت كن ، شاید از سكوتت همه بفهمن كه چه قدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده ، فریاد دردت رو دوا نمیكنه ، اما سكوت شاید نتونه دردتو از بین ببره اما میتونه خیلی راحت تو را از این دنیای مسخره نجات بده
__