| کلوب آی دی | shabcheraagh ، سن کلوبی : 6 سال و 10 ماه و 18 روز |
| درباره من | ای نسخهء نامهء الهی که توئی ....ای آینهء جمال شاهی كه توئی بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست ..... از خود بطلب هر آنچه خواهی كه توئی ...................................... اهل عالم، الا که پر دردیم ........ در فراقش دریده پیرهنیم تیغ در سینه مان اگر شکند ...... حرمت عشق را نمی شکنیم |
| وضعیت | مرد39 ساله متاهل متولد 28/دی/1352 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، تهران ، تهران |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با همسر |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | کارمند |
| اطلاعات اضافي | در دست کس چو نیست حصول لقای او.... آن به که کار خود به عنایت رها کنند حالی درون پرده ز مهرش زنند لاف.... تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند گر طالب لقای امامی به علم کوش ...... اهل نظر معامله با آشنا کنند ...................................... هان کجا رفتید ای مه پاره ها ..... بی شما ماندیم چون بیچاره ها در سماع جاودان رفتید با ...... مثنوی دلکش خمپاره ها چنگ بر چنگ مسلسل چون زدید...... می شد اندر رقص تن صد پاره ها از دورن کوسه های هور جوی.... یک نشانی از گل و گل پاره ها (یادگار از سفر راهیان نور به آنانکه سرخ رفتند تا سبز بمانیم...) |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 175-180 |
| وزن | 75-80 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، دوستانه |
| مد و ظاهر | کت و شلوار ، معمولي |
| صفحه وب | http://shabcheraagh.persainblog.ir |
| تاریخ عضویت | 4 فروردین 1384 ساعت 04:08 |
| علایق | ای آروزی چشمم رویت به خواب دیدن... غیبت نمی تواند پیوند ما بریدن ............................................................................. ماجرای دیدار تنها یک حادثه نیست، چراغی است که در پرتو آن گهگاه کاروانسالار دیده می شود. ............................................................................. یا صاحب الزمان..... خوشم که جوهر عشق تو در سرشت من است ولایت تو همان خط سرنوشت من است |
| ورزش | شنا - کوه نوردی - فوتبال - پیاده روی در برف و باران! |
| فعاليتها | 1- تولید نرم افزارهای علوم اسلامی 2- بازرگانی |
| کتاب | سه گانه كوههای سفید (جان كریستوفر) سایت صالحین : http://www.salehin.com - نظریه اختیاری بودن ظهور - نقش ائمه در احیاء دین (علامه عسگری) |
| فيلمها | دیوانه ای از قفس پرید ارتفاع پست |
| غذا | آبگوشت - سیب زمینی سرخ کرده- شکلات و پفک! |
| ايميل 1 | shabcheraaagh [at] yahoo [dot] co [dot] uk |
| پیام رسان یاهو | shabcheraaagh |
| آدرس | وبلاگ شب چراغ: shabcheraagh.persianblog.com |
| دانشگاه | آزاد واحد جنوب - دانشکده علوم حدیث |
| دبيرستان | علوی |
| رشته | کامپیوتر - نرم افزار - علوم حدیث |
| سال فارغ التحصيلي | 1380 - در حال تحصیل در رشته علوم حدیث |
| عنوان شغلي | کارمند |
| ايميل کاري | shabcheraaagh [at] yahoo [dot] co [dot] uk |
| وب سايت کاري | http://shabcheraagh.persianblog.com |
| علايق کاري | چه سعادتمند است آدمی آنگاه که حرفه و کار او همنشینی با اهل خرد و اندیشه را سبب شود. |
| من در يک جمله ! | ان الله یحب الذین یقاتلون فیه صفا کانهم بنیان مرصوص ... |
| مهمترين چيزها | تمام زندگی من در رسیدن به یک عدد خلاصه می شود: 313 ... فقط همین! //// عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید .... ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی.... |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | معمولي |
| فرد مورد نظر آشنایی | صاحب کرامت انسانی |
| فرد ايده آل زندگي | « قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فردی» « ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی ذرع عند بیتک المحرم ربنا لبقیموا الصلوة فاجعل افئده من الناس تهوی الهیم وارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون» (سوره ابراهیم آیه 37) ..... قدس من پائیز آمد مثل پار ...... بازهم ما بازماندیم از بهار از سن و سالم ایراد گرفتند... اما نمی دانستند که سن و سال حقیقی ام مشخص نیست. گاهی كوچكم. گاهی نوجوان و جوان. گاهی پیر. مادرم هم یه درستی نمی داند چند سالم است. ز من بنیوش و دل در شاهدی بند که حسنش بسته زیور نباشد... ....... ای پادشاه حسن تو و رای بیشتر ما را و عشق و شور و تمنای بیشتر معشوق می فروش که می برد دل ز من دیگر نیرزدی به تماشای بیشتر.... یا صاحب الزمان.... هَلْ مِنْ مُعینٍ فَاُطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُكاَّءَ آیا كمك كارى هست كه با او فریاد و گریه را طولانى كنم هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَاُساعِدَ جَزَعَهُ اِذا خَلا آیا بى تابى (چون من ) هست كه چون به خلوت رود در زارى و جزع كمكش كنم هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنى عَلَى الْقَذى آیا چشمى هست كه خار فراق در آن خلیده و گریان باشد تا چشم پرخار من نیز یاریش دهد، هَلْ اِلَیْكَ یَا بْنَ اَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقى آیا اى پسر احمدبسویت راهى هست تا دیدارت كنم؟ (فرازی از دعای ندبه) |
| موارد غیر قابل تحمل | 1- اینکه سعید مرتضوی بر مسند قضاوت و داخل در امور قضا باشد! 2- مسئولان دادگستری استان تهران! (از سال 1380 تا کنون) 3- اینکه سخنگوی دولت ایران آدمی مثل دکتر الهام باشد! 4- قمار خطرناک سیاسی که احمدی نژآد و همفکرانش با این ملک و مملکت شروع کرده اند! که خدا آخر و عاقبت ما را با این گروه ختم به خیر کند! در این شرایط باید گفت: مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش... 5- صدای آژیر آمبولانس حامل بیمار! |