__
لیست دوستان :: 28
لیست کلوبها :: 12
  • نام کلوب :باران
    نام انگلیسی : baaaaraaan
    تاسیس : 13 مرداد 1385
    435 عضو ، 1 بحث ، 1 آلبوم ، 5 مقاله

    باران

  • نام کلوب :متولدین شهریور
    نام انگلیسی : virgo
    تاسیس : 20 دی 1383
    7966 عضو ، 54 بحث ، 21 آلبوم ، 25 مقاله ، 24 لینک

    متولدین شهریور

  • نام کلوب :مشهدی ها
    نام انگلیسی : mashhadcity
    تاسیس : 6 دی 1383
    3863 عضو ، 47 بحث ، 14 آلبوم ، 28 مقاله ، 10 لینک ، 6 نظرسنجی

    مشهدی ها

  • نام کلوب :جـــوان مشهد
    نام انگلیسی : javaneh
    تاسیس : 11 شهریور 1386
    5379 عضو ، 22 بحث ، 21 آلبوم ، 27 مقاله ، 2 لینک ، 12 نظرسنجی

    جـــوان مشهد

  • نام کلوب :شبهای مشهد
    نام انگلیسی : Shabhaye_Mashhad
    تاسیس : 13 آبان 1386
    951 عضو ، 36 بحث ، 5 آلبوم ، 23 مقاله ، 2 لینک

    شبهای مشهد

  • نام کلوب :ادبیات فارسی
    نام انگلیسی : persianlitretur
    تاسیس : 20 آذر 1383
    827 عضو ، 75 بحث ، 50 آلبوم ، 39 مقاله ، 18 لینک ، 2 نظرسنجی

    ادبیات فارسی

دعوت به همكاری از نویسندگان جوان...
18 مهر 87 - 07:36

سلام دوست من...

گروه جوان "ادبی نیمکت" از علاقمندان به داستان و کتاب، در سنین 15 تا 25 سال،برای تشکیل گروه ادبی و برگزاری جلسات آموزشی و کارگاه در مشهد، عوت به عمل می آورد..

 

عزیزان علاقمند به داستان و کتاب، می توانند در صورت تمایل به عضویت، پیام بگذارند تا زمان دقیق جلسات را به اطلاعشان برسانیم16.gif

 


 

write.jpg

 

نیمکتــــ، حــکایتــــ نــوشتــن استــــ ...

نیمکت را باید تجربه کرد

لیست توصیفنامه ها
8 شهریور 87 - 13:56
امیدوارم تو یک سال گذشته چیزایی رو بدست آورده باشی که ، ارزش خرج کردن یک سال عمر رو داشته باشه روز قشنگیه همیشه روز تولد آدم قشنگه و وقتی همه اونهایی که دوستت دارن تولدت رو بهت تبریک می گن، تازه می فهمی چقدر زیادن آدمهایی که دوستت دارن و این خودش روزو قشنگتر می کنه تولدت مبارک پسرم
8 شهریور 87 - 13:54
امیدوارم روزگارت آرام به جایی رسد كه, زندگیت از هر آنچه كه روزی در رویا پرورانده ای بسی لذت بخش تر و شیرین تر باشد. تولدت مبارك آرزومند آرزوهای قشنگت ، شکیبــــا چ
8 مرداد 87 - 01:32
تلنگرانه خواب دیده بود در ساحل دریا در حال قدم زدن با خداست . روبرو در پهنه آسمان صفحه ای از زندگیش به نمایش در آمد.متوجه شد که در هر لحظه دو جای پا درماسه فرو رفته است . یکی جای پا او دیگری جای پای خدا. وقتی آخرین صفحه از زندگیش به نمایش درآمد، متوجه شد که خیلی ازاوقات سخترین و ناراحت کننده ترین لحظات زندگی او بوده است و این واقعا او را رنجاند. از خدا سوال کرد: خدایا تو گفتی چنانچه تصمیم بگیرم با تو باشم همیشه همراه من خواهی بود ولی متوجه شدم که در بدترین شرایط زندگیم فقط یک رد پا وجود دارد چرا؟؟ نمی فهمم چرا در مواقعی که بیشترین احتیاج را به تو داشتم، مرا تنها گذاشتی؟ و خدا پاسخ داد) بنده عزیز و گرانقدرم من تو را دوست دارم، هرگز تنهایت نگذاشتم، زمانی که تو در آزمایش ورنج بودی فقط یک جای پا می دیدی و این درست زمانی بود که من تو را به دوش گرفته بودم...)
__