لیست دوستان :: 45
لیست کلوبها :: 9
لیست توصیفنامه ها10 اردیبهشت 87 - 14:28 | |
عشق یعنی گم شدن در آسمان عشق یعنی بستن پیمان جان با خدا و با خودو معشوقمان عشق یعنی من دلم تنگ است لیک چاره ای نیست میکنم سر با آن عشق یعنی که تو بی انصافی میزنی با من خسته هر آن حرف رفتن که بماند یادم گوش کن من با تو هستم با خودت عشق یعنی من دلم زنده شده خالی از احساس یک مرده شده اگرم گفتم دل من تنگ شده واسه ی خودت شده . واسه ی تو تنگ شده عشق یعنی بیقراریهای من . یعنی آرامش تو که دهد هر لحظه آرامش به من عشق یعنی مست از عشق تو مست عشق یعنی که دلم پیش تو هست عشق این است این است این است عشق یعنی با وجودت شد اجین قلب من و روح من همین و همین عشق این است که من میخواهمت و تو را به نام عشق میخوانمت من به یادت هر کجای این جهان باشم حتی بدان میجویمت عشق یعنی پیکر بی جان من که به نام تو جان خواهد گرفت که به یادت زندگی روح آن خواهد گرفت عشق یعنی بیقراریهای من یعنی صبوریهای تو حیف باید سر کنم با دوریت دوری از دستان گرمت . شانه های باورت عشق یعنی من و تو یعنی این جدائیها عشق یعنی چاره ای نیست جز این تحمل فاصله ها . مرور این خاطره ها
|
4 اردیبهشت 87 - 15:48 | |
نازنینم
عشقم را نه از روی جملات نامه هایم بلکه
از چشمانم بخوان
کلمات عشق با شکوه مرا حقیر و کوچک می کنند
برای فهمیدن معنی نگاهم دنبال کتابها نرو
جوابش را در قلبت خواهی یافت...
|
3 اردیبهشت 87 - 15:40 | |
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره ای از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
***
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز!
سال ها هست که در گوش من آرام
آرام
خش خش گام تو تکرار کنان٬
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا٬
خانه کوچک ما
سیب نداشت!
|























