__
لیست دوستان :: 45
لیست کلوبها :: 9
  • نام کلوب :شعر سپید
    نام انگلیسی : sheresepid
    تاسیس : 5 خرداد 1385
    81 عضو ، 12 بحث ، 8 آلبوم

    شعر سپید

  • نام کلوب :برف
    نام انگلیسی : snow
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    1440 عضو ، 85 بحث ، 6 آلبوم ، 2 مقاله

    برف

  • نام کلوب :سلام بر عشق پاک
    نام انگلیسی : hi_my_dear
    تاسیس : 27 مرداد 1385
    123 عضو ، 11 بحث ،

    سلام بر عشق پاک

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد نجف آباد
    نام انگلیسی : iaun
    تاسیس : 29 آذر 1383
    1723 عضو ، 90 بحث ، 5 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد نجف آباد

  • نام کلوب :كوروب بانك كلوب
    نام انگلیسی : croobank
    تاسیس : 13 آذر 1386
    14916 عضو ، 183 بحث ، 41 آلبوم ، 817 مقاله ، 2 لینک ، 4 نظرسنجی

    كوروب بانك كلوب

  • نام کلوب :کلوب پیشنهاد ها
    نام انگلیسی : pishnahadat
    تاسیس : 20 آذر 1383
    2292 عضو ، 8 بحث ، 1 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    کلوب پیشنهاد ها

لیست توصیفنامه ها
10 اردیبهشت 87 - 14:28
عشق یعنی گم شدن در آسمان عشق یعنی بستن پیمان جان با خدا و با خودو معشوقمان عشق یعنی من دلم تنگ است لیک چاره ای نیست میکنم سر با آن عشق یعنی که تو بی انصافی میزنی با من خسته هر آن حرف رفتن که بماند یادم گوش کن من با تو هستم با خودت عشق یعنی من دلم زنده شده خالی از احساس یک مرده شده اگرم گفتم دل من تنگ شده واسه ی خودت شده . واسه ی تو تنگ شده عشق یعنی بیقراریهای من . یعنی آرامش تو که دهد هر لحظه آرامش به من عشق یعنی مست از عشق تو مست عشق یعنی که دلم پیش تو هست عشق این است این است این است عشق یعنی با وجودت شد اجین قلب من و روح من همین و همین عشق این است که من میخواهمت و تو را به نام عشق میخوانمت من به یادت هر کجای این جهان باشم حتی بدان میجویمت عشق یعنی پیکر بی جان من که به نام تو جان خواهد گرفت که به یادت زندگی روح آن خواهد گرفت عشق یعنی بیقراریهای من یعنی صبوریهای تو حیف باید سر کنم با دوریت دوری از دستان گرمت . شانه های باورت عشق یعنی من و تو یعنی این جدائیها عشق یعنی چاره ای نیست جز این تحمل فاصله ها . مرور این خاطره ها
4 اردیبهشت 87 - 15:48
نازنینم عشقم را نه از روی جملات نامه هایم بلکه از چشمانم بخوان کلمات عشق با شکوه مرا حقیر و کوچک می کنند برای فهمیدن معنی نگاهم دنبال کتابها نرو جوابش را در قلبت خواهی یافت...
3 اردیبهشت 87 - 15:40
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره ای از باغچه همسایه سیب را دزدیدم *** باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز! سال ها هست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان٬ می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا٬ خانه کوچک ما سیب نداشت!
__