لیست دوستان :: 8
لیست کلوبها :: 6
لیست توصیفنامه ها28 اسفند 86 - 00:42 | |
**تولد**
وجود زیبایت وارد به دنیا می شود
هدیه سالروزش این آوا می شود
عاشقی چون من بی پروا می شود
زان پس یک عمر رسوا می شود ؟
در شعر تولد غرق رویا می شود
باری دیگر با تو هم صدا می شود ؟
آه .....
در رویا هم روبرو با حصار می شود
خو کرده به بی خوابی و انتظار می شود
مست شعر و غزلی از شراب می شود
هنگام غروب دیوانه وار بی تاب می شود
همه ....
به خاطر چشمانی ناگاه مهربان می شود
چه روزگاری ! که اینگونه درخشان می شود
و اینگونه سالی از نو اغاز می شود
که قلمم دوباره از نو ساز می شود |
4 آذر 86 - 16:41 | |
من باید برگردم ,
تا تو قبرستون ده , غش غش ریسه برم
به سگ از شدت ذوق , سنگ کوچیک بزنم
توی باغ خودمون انار دزدی بخورم
وقتی که هوای حلوا کردم با خدا حرف بزنم
آخه!
تنها من می دونم شونه چوبی خواهرم کجا افتاده
کلید کهنه صندوق عجائب , لای دستمال کدوم پیرزنی پنهونه
راز خاموشی فانوس کجاست؟
گناه پای شل گاو سیاه گردن کیست
چه گلی را اگر پرپر بکنی شیر بزت می خشکه,
من باید برگردم تا به مادرم بگم , من بودم که اون شب ,
شیربرنج سحریتو خوردم
من بودم , من بودم که اون شب شیربرنج سحریتو خوردم.
تا به بابا بگم , باشه باشه , نمی خواد کولم کنی !
گندوما رو تو ببر , من به دنبالت می آم
قول می دم که نشینم خونه بسازم با ریگ
دنبال مارمولکا , نرم تا اون ور کوه !
من می خوام برگردم به کودکی !!
|


















