__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 75
  • نام کلوب :ویوین لی
    نام انگلیسی : vivian
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    84 عضو ، 13 بحث ، 11 آلبوم ، 7 لینک

    ویوین لی

  • نام کلوب :کلارک گیبل
    نام انگلیسی : gable
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    52 عضو ، 9 بحث ، 11 آلبوم ، 1 مقاله ، 6 لینک

    کلارک گیبل

  • نام کلوب :جوانان ارومیه
    نام انگلیسی : urmia
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    225 عضو ، 28 بحث ، 4 آلبوم

    جوانان ارومیه

  • نام کلوب :شبكه های بی سیم
    نام انگلیسی : wirelessnetworks
    تاسیس : 28 دی 1383
    807 عضو ، 76 بحث ، 1 مقاله ، 1 لینک

    شبكه های بی سیم

  • نام کلوب :برنامه نویسی به زبان و
    نام انگلیسی : programmingcloob
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    303 عضو ، 79 بحث ، 6 مقاله

    برنامه نویسی به زبان ویژوال بیسیك

  • نام کلوب :سیسکو
    نام انگلیسی : cisco_systems
    تاسیس : 5 دی 1383
    1045 عضو ، 119 بحث ، 4 آلبوم ، 1 لینک

    سیسکو

مهتاب
5 مرداد 86 - 23:49
بی تو،مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید




یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ



یادم آید تو به من گفتی:
- « از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن»!

با تو گفتم:« حذر از عشق!؟- ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم...»

باز گفتم که:« تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذز از عشق ندانم،سفر از پیش تو هرگز نتوانم!»





اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله تلخی زد و بگریخت...

اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم



رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم،
نه گرفتی دگر عاشق آزرده خبر هم،
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...

ولی آن شب به چه حالی من از آن کوچه گذشتم


ولی آن شب به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

لیست توصیفنامه ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
__