لیست کلوبها :: 52**** 20 بهمن 86 - 15:53 |
هر صبح گونه های تو را می بوسم مثل گنجشکی که از گودی ها آب می خورد
دست هایم را می گذارم تو ی جیبم و غصه ها را می برم به خیابان پیاده روهای دندان لق را از زیر چتر گز می کنم
ویادم می آید که به تو قول داده ام عید را کنار زاینده رود خشکیده باشیم
به خاطر شلوغی موهای تو هم که شده از خیا بان ها نمی گذرم بر می گردم پیاد ه روها دندان غصه خوردن ندارند با هوایی گرفته زیر پرهایم اما مرگ مثل تگرگی ست که اصلا ً به فکر تو نیست هوای پرهای مرا ندارد
|












