میوه بر شاخه شدم . سنگ پاره در کف کودک . طلسم معجزتی مگر پناه دهد از گزند خویشتنم .
ساکت ، آروم ، حرفی برای گفتن ندارم . از پرو ها بدم میاد . از بی ریشه ها بدم میاد ، از خوش خیال ها بدم میاد ، عشق رو دوست دارم ، پائیز رو دیوونه وار دوست دارم تا روی صندلی اتاقم با لیوان مخصوص خودم یه لیوان شیر و شکلات داغ رو سر بکشم و گوشهام فقط سکوت رو احساس کنه تو غروب یه روز پائیزی .
پيام ضروري
بودن یا نبودن مسئله این نیست ............. وسوسه این است