لیست کلوبها :: 0كلاغ های عاشق 16 خرداد 84 - 23:31 |
یه كلاغ پیر و تنها روی این شاخه نشسته یه سیاه زشت بی كس یه كلاغ دل شكسته نه قراری واسه موندن نه امیدی واسه پرواز نه لبایی كه بخندن نه صدایی واسه اواز همه ی عمر درازش توی این سیاهی بوده هیچ كسی برای قلبش حرف عشقی نسروده خیلی وخ پیش همه عشقش یه كبوتر سفید بود اونی كه برای قلبش اخرین نور امید بود چه شبایی كه به یادش تا سحر ستاره می شمرد روز كه می شد واسه عشقش یه سبد ترانه می برد اما اخه كی شنیده یه كلاغ اواز بخونه یك كبوتر نمی تونه عاشق كلاغ بمونه اینه كه یه روز پاییز كبوتر حرف سفر زد گریه كلاغو نشنید توی اسمونا پر زد حالا این كلاغ تنها مونده با یه عالمه یاد تو صداش هیچی نمونده حتی گریه حتی فریاد اما تو شباش دوباره سفره ترانه بازه تا نفس داره می تونه به ترانه دل ببازه تموم خاطره ها شو به ترانه ها سپرده اما با صدای زشتش دل هیچ كس رو نبرده ارش معدنی پور |






