__
لیست دوستان :: 120
لیست کلوبها :: 13
  • نام کلوب :انریکه
    نام انگلیسی : enrique_i
    تاسیس : 28 دی 1383
    5585 عضو ، 89 بحث ، 29 آلبوم ، 10 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    انریکه

  • نام کلوب :(قدرت عشق)
    نام انگلیسی : e_s_h_g_h
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    1055 عضو ، 66 بحث ، 21 آلبوم ، 5 مقاله ، 1 نظرسنجی

    (قدرت عشق)

  • نام کلوب :متولدین مهر ماه
    نام انگلیسی : birth_day_in_mehr
    تاسیس : 25 دی 1383
    1433 عضو ، 86 بحث ، 12 آلبوم ، 2 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    متولدین مهر ماه

  • نام کلوب :دخترا و پسرای خوب
    نام انگلیسی : goodbf
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    1256 عضو ، 0 بحث ، 12 آلبوم

    دخترا و پسرای خوب

  • نام کلوب :فاتح قلهء عشق
    نام انگلیسی : 8965
    تاسیس : 3 تیر 1384
    74 عضو ، 35 بحث ، 1 آلبوم ، 7 مقاله ، 1 لینک

    فاتح قلهء عشق

  • نام کلوب :خیابان ایران زمین
    نام انگلیسی : iranzamin
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    478 عضو ، 39 بحث ، 2 مقاله ، 6 لینک

    خیابان ایران زمین

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
14 فروردین 86 - 17:54
آغاز بهاری دیگر از زندگیتان را به شما تبریک می گویم
14 فروردین 86 - 17:54
زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند بیاد
11 فروردین 86 - 15:20
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید ، نتواند كه ره تاریك و لغزان است وگر دست محبت سوی كسی یازی به اكراه آورد دست از بغل بیرون كه سرما سخت سوزان است نفس ، كز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریك چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس كاین است ، پس دیگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور یا نزدیك ؟ مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چركین هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگرگی نیست ، مرگی نیست صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگزارم حسابت را كنار جام بگذارم چه می گویی كه بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟ فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یكسان است سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین درختان اسكلتهای بلور آجین زمین دلمرده ، سقف آسمان كوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است مصلح
__