سلام دوستان
متنها در مورد (کوروش کبیر)( تنهایی) (خدا) :
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن
زندگی سه چیز است:اشکی که خشک میشود! لبخندی که محو میشود!یادی که میماند و فراموش نمیشود
خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آیند
خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته
زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت.حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی..جدایی سخت است نه به سختی تنهایی
میزی برای کار؟
کاری برای تخت؟
خوابی برای جان؟
جانی برای مرگ؟
مرگی برای یاد؟
یادی برای سنگ؟
این بود زندگی
زندگی گل زردی است به نام غم
فریاد بلندی است به نام آه
مروارید غلتانی است به نام اشک
آینه شکسته ای است به نام دل
به خاطر ندسیدن به ارزوهایی که داشتم
سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد
اشکهایم در چشمان تو
نازنینم گریه نکن
هر كسی یه روزی میاد یه روزی میره، یكی با دلش میره، یكی با پاهاش، ولی مواظب باش كسی با پای خودش از دلت نره
آری آری زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر كران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی ... گناه ماست
پس از مرگم بدنم را مومیایی نكنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ایران قرار دهید ، تا ذره ذره های بدنم خاك ایران را تشكیل دهد .
چه افتخاری برای انسان بالاتر از اینكه بدنش در خاكی مثل ایران دفن شود .
خدمت به خلق وظیفه نیست،عبادت است.
زرتشت
چو ایران نباشد تن من مباد - بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
پس از مرگم بدنم را مومیایی نكنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ایران قرار دهید ، تا ذره ذره های بدنم خاك ایران را تشكیل دهد .
چه افتخاری برای انسان بالاتر از اینكه بدنش در خاكی مثل ایران دفن شود . (قسمتی از وصیت نامه كورش بزرگ)
خداپرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که پیرو دین تو باشد.
(كوروش بزرگ)
مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند
زندگی رو جشن بگیر ... دیروز رفته است, فردا شاید هرگز نیاید , تنها چیزی كه داری همین لحظه هاست
عشقی كه هر روز تازه تر نشود، اندك اندك به عادت تبدیل می گردد و رنگ بردگی به خود می گیرد
راستی این روزا شهر عشق خالی ترین شهر خداست
سکوت سرد فاصله ها دلم می لرزد وقتی به , نبودنت فکر می کنم
روز اول خیلی اتفاقی دیدمت... روز دوم الکی الکی چشمهام به چشمت افتاد... هفته بعد دزدکی بهت نگاه کردم... ماه بعد شانسی به دلم نشستی و حالا سالهاست یواشکی دوست دارم
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن كرده بود؛ فریب میفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو میكردند و هول میزدند و بیشتر میخواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،دروغ و خیانت، جاهطلبی و ... هر كس چیزی میخرید . و در ازایش چیزی میداد. بعضیها تكهای از قلبشان را میدادند . و بعضی پارهای از روحشان را. بعضیها ایمانشان را میدادند
تجربه رویدادهایی نیست که با آن برخود می کنیم . تجربه برخودهایی است که با رویدادها می کنیم
عشق ورزیدن را ازکویربیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید
شمع میسوزد و پروانه به دورش مغرور ......من که میسوزم و پروانه ندارم چه کنم?
گرچه سكوت بلندترین فریاد عالم است ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد كمی با من حرف بزن
زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت.حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی..جدایی سخت است نه به سختی تنهایی
و اما تنهایی . . .
امیدوارم خوشتون اومده باشه
ساناز ابی