__
لیست دوستان :: 242
لیست کلوبها :: 9
  • نام کلوب :شاهی - قائمشهر
    نام انگلیسی : ghaemshahrcity
    تاسیس : 29 دی 1383
    969 عضو ، 27 بحث ، 7 آلبوم ، 8 مقاله

    شاهی - قائمشهر

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد قائمشهر
    نام انگلیسی : 0123
    تاسیس : 12 فروردین 1384
    286 عضو ، 64 بحث ، 3 آلبوم ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد قائمشهر

  • نام کلوب :پیام کوتاه (sms)
    نام انگلیسی : s_m_s_sms
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    6951 عضو ، 232 بحث ، 9 آلبوم ، 15 مقاله ، 20 لینک ، 1 نظرسنجی

    پیام کوتاه (sms)

  • نام کلوب :جنیفرلوپز
    نام انگلیسی : jeniferlopez
    تاسیس : 27 دی 1383
    6157 عضو ، 383 بحث ، 3 آلبوم ، 4 لینک

    جنیفرلوپز

  • نام کلوب :دانشکده فنی مهندسی دا
    نام انگلیسی : azaduniversity_fanni_mohandesi
    تاسیس : 24 تیر 1384
    83 عضو ، 78 بحث ، 1 لینک

    دانشکده فنی مهندسی دانشگاه آزاد قائمشهر

  • نام کلوب :دوستیابی شاهی (قایم ش
    نام انگلیسی : dostyabishahi
    تاسیس : 7 مرداد 1384
    394 عضو ، 17 بحث ، 3 آلبوم ، 9 مقاله ، 1 لینک

    دوستیابی شاهی (قایم شهر)

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
29 خرداد 87 - 03:56
سلام من اسرار میکنم که باهام ازدواج کنین تو رو خدا D: آخه من گناه دارم
26 آبان 86 - 15:02
دوستان‌ شرح‌ پریشانی‌ من‌ گوش‌ كنید* داستان‌ غم‌ پنهانی‌ من‌ گوش‌ كنید* قصه‌ بی‌ سرو سامانی‌ من‌ گوش‌ كنید* گفتگوی‌ من‌ و حیرانی‌ من‌ گوش‌ كنید* شرح‌ این‌ قصه‌ جانسوز نهفتن‌ تا كی‌ ؟* سوختم‌، سوختم‌ این‌ راز نگفتن‌ تا كی ؟* روزگاری‌ من‌ و دل (او)‌ ساكن‌ كوئی‌ بودیم‌ * ساكن‌ كوی‌ بت‌ عربده‌جوئی‌ بودیم* ‌ دین‌ و دل‌ (عقل و دین) باخته‌ دیوانه‌ روئی‌ بودیم*‌ بسته‌ سلسله‌ سلسله‌ موئی‌ بودیم* ‌ كس‌ در آن‌ سلسله‌ غیر از من‌ و دل‌ بند نبود* یك‌ گرفتار از این‌ جمله‌ كه‌ هستند نبود* نرگس‌ غمزه‌زنش‌ این‌ همه‌ بیمار نداشت*‌ سنبل‌ پرشكنش‌ هیچ‌ گرفتار نداشت* ‌ این‌ همه‌ مشتری‌ و گرمی‌ بازار نداشت*‌ یوسفی‌ بود ولی‌ هیچ‌ خریدار نداشت* ‌ اول‌ آن‌ كس‌ كه‌ خریدار شدش‌ من‌ بودم*‌ باعث‌ گرمی‌ بازار شدش‌ من‌ بودم* ‌ عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او* داد رسوایی من شهرت زیبایی او* بسكه دادم همه جا شرح دلارایی او* شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او* این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد* كی سر برگ من بی سروسامان دارد* چاره اینست و ندارم به از این رای دگر* كه دهم جای دگر دل به دل آرای دگر* چشم خود فرش كنم زیر كف پای دگر* بر كف پای دگر بوسه زنم جای دگر* بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود* من بر این هستم و البته چنین خواهد بود* پیش او یار نو و یار كهن هردو یكی ست* حرمت مدعی و حرمت من هردو یكی ست* قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو یكی ست* نغمه بلبل و غوغای زغن هر دو یكی ست* این ندانسته كه قدر همه یكسان نبود* زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبود* چون چنین است پی كار دگر باشم به* چند روزی پی دلدار دگر باشم به* عندلیب گل رخسار دگر باشم به* مرغ خوش نغمه گلزار دگر باشم به* نوگلی كو كه شوم بلبل دستان سازش* سازم از تازه جوانان چمن ممتازش* آن كه بر جانم از او دم به دم آزاری هست* میتوان یافت كه بر دل ز منش یاری هست* از من و بندگی من اگر اشعاری هست* بفروشد كه به هر گوشه خریداری هست* به وفاداری من نیست در این شهر كسی* بنده ای همچو مرا هست خریدار بسی* مدتی در ره عشق تو دویدیم بس است* راه صد بادیه درد بریدیم بس است* قدم از راه طلب باز كشیدیم بس است* اول و آخر این مرحله دیدیم بس است* بعد از این ما و سر كوی دل آرای دگر* با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر* تو مپندار كه مهر از دل محزون نرود* آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود* وین محبت به صد افسانه و افسون نرود* چه گمان غلط است این برود چون نرود* چند كس از تو و یاران تو آزرده شود* دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود* ای پسر چند به كام دگرانت بینم* سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم* مایه عیش مدام دگرانت بینم* ساقی مجلس عام دگرانت بینم* تو چه دانی كه شدی یار چه بی باكی چند* چه هوسها كه ندارند هوسناكی چند* یار این طایفه خانه برانداز مباش* از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش* میشوی شهره به این فرقه هم آواز مباش* غافل از لعب حریفان دغل باز مباش* به كه مشغول به این شغل نسازی خود را* این نه كاری ست مبادا كه ببازی خود را* در كمین تو بسی عیب شماران هستند* سینه پر درد ز تو كینه گذاران هستند* داغ بر سینه ز تو سینه فكاران هستند* غرض اینست كه در قصد تو یاران هستند* باش مردانه كه ناگاه قفایی نخوری* واقف كشتی خود باش كه پایی نخوری* گرچه‌ از خاطر وحشی‌ هوس‌ روی‌ تو رفت* وز دلش‌ آرزوی‌ قامت‌ دلجوی‌ تو رفت‌* شد دل‌ آزرده‌ و آزرده‌ دل‌ از كوی‌ تو رفت‌* با دل‌ پرگله‌ از ناخوشی‌ روی‌ تو رفت‌* حاش لله كه‌ وفای‌ تو فراموش‌ كند* سخن‌ مصلحت‌ آمیز كسان‌ گوش‌ كند* ********وحشی بافقی
25 آبان 86 - 23:40
روزگاریست همه عرضه بدن می خواهند/ همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند/ دیو هستند ولی مثل پری می پوشند/ گرگهایی که لباس پدری می پوشند/ آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند / عشقها را همه با دور کمر می سنجند / خوب!!!!طبیعیست که یکروزه به پایان برسد / عشقهای که سر پیچ خیابان برسد
__