لیست کلوبها :: 42غم دوست 24 تیر 87 - 17:15 |
چه درد آلود و وحشتناک!نمی گردد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود......چه بود؟ این تیر بیرحم از کجا آمد؟که غمگین باغ بی آواز ما را بازدر این محرومی و عریانی پاییزبدینسان ناگهان خاموش و خالی کرداز آن تنها و تنها قمری محزون و خوشخوان نیز؟چه وحشتناک!نمی آید مرا باورو من با این شبیخون های بی شرمانه و شومی که دارد مرگبدم می آید از این زندگی دیگرندانستمنمی دانم چه حالی بود.... نشستم عاجز و بی اختیاربه ایمانی شگفت اوربسی پیغام ها سوگند ها دادم ،خدا رابا شکسته تر دل و با خسته تر خاطرو در من باوری بی شکّ و از من سخت ناباورنهادم دستهای خویش چون زنهاریان بر سرکه زنهار، ای خدا، ای داور ، ای دادارمبادا راست باشد این خبر... زنهار!تو آخر وحشت و اندوه را نشناختی هرگزو نفشرده ست هرگز پنجه ی بغضی گلویت رانمی دانی چه چنگی در جگر می افکند این دردترا، هم با تو سوگند، آی!مکن، مپسند این، مگذارخداوندا، خداوندا پس از هرگزپس از هرگز همین یک آرزو ، یک خواستهمین یک بارببین غمگین دلم با وحشت و با درد می گرید... چه بی رحمند صیادان مرگ ای دادو فریادا چه بیهوده ست این فریادنهان شد جاودان در ژرفنای خاک و خاموشی... نهان شد ، رفتاز این نفرین شده ی مسکین خراب آباددریغا آن زن مردانه تر از هرچه مردانندآن آزادهآن آزادتسلی می دهم خود راکه اکنون آسمان ها را، ز چشم اختران دور دست شعربر او هر شب نثاری هستروشن مثل یادشمثل نامش پاکولی دردا، دریغا او چرا خاموش؟چرا در خاک؟
لطفا جهت شادی روح دوست عزیزم که همین امروز تنهایم گذاشت یک فاتحه نثار کنید...التماس دعاممنونم
|
لیست توصیفنامه ها9 مهر 87 - 18:16 | |
سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد، به آن محراب پاکش آرزو کردم : برایت خوب دیدن، خوب بودن، خوب ماندن را ... عید سعید فطر بر شما مبارک .... ![]() |
9 مهر 87 - 18:03 | |
چقدر خوبه ادم یكی را دوست داشته باشه نه به خاطر اینكه نیازش رو برطرف كنه نه به خاطر اینكه كس دیگری رو نداره نه به خاطر اینكه تنهاست و نه از روی اجبار بلكه به خاطر اینكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره اگه من یكی از دوست های خوبت هستم، این رو برام سند كن! یا این پیغام رو برای همه دوست های خوبت بفرست . ببین چند تاش به خودت برمی گرده! اگه 7تاش بهت برگشت، بدون دوست داشتنی هستی |
29 شهریور 87 - 10:22 | |
پرسید: مرا دوست داری یا زندگی را؟ گفتم: زندگی را! گذاشت و رفت، ولی ندانست كه او زندگی من بود
|

















