| کلوب آی دی | sanaz1982 ، سن کلوبی : 5 سال و 6 ماه و 12 روز |
| درباره من | ای دل غمین برخیز, كن بنای آزادی/ تا زنی همی جولان در فضای آزادی/ جهد ها و كوشش ها بایدت در این میدان/ تا كنی اسیران را آشنای آزادی... |
| وضعیت | زن30 ساله مجرد |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Other |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | nurse |
| اطلاعات اضافي | زن ،عشق می کارد و کینه درو می کند.. دیه اش نصف دیه توست. و مجازات زنایش با تو برابر. می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی. برای ازدواجش – در هر سنی – اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی – به لطف قانونگزار می توانی ازدواج کنی. در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو .... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی. او می زاید و تو برای نوزادش نام انتخاب می کنی. او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد. او بیخوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی. او مادر می شود و همه جا می پرسند : (نام پدر ؟) و هر روز : او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و بعد می میرد. و قرنهاست که او : عشق می کارد و کینه درو می کند. چرا که : در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان ، جوانی برباد رفته اش را می بیند. و در قدمهای لرزان مردش ، گامهای شتاب زده جوانی برای رفتن. و دردهای منقطع قلب مرد ، سینه ای را به یاد او می آورد که تهی از دل بوده. و پیری مرد ، رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند. و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد او .خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است .چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است . . . . . |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | چپ |
| قد | 160-165 |
| وزن | 50-55 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، خشک ، دوستانه ، بد اخلاق ، گوشه گير ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير |
| تاریخ عضویت | 10 مرداد 1385 ساعت 03:21 |