__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 44
  • نام کلوب :مرگ زیباست
    نام انگلیسی : death_god
    تاسیس : 17 شهریور 1385
    174 عضو ، 32 بحث ، 2 آلبوم ، 5 مقاله

    مرگ زیباست

  • نام کلوب :عصر ارتباط
    نام انگلیسی : asre_ertebat
    تاسیس : 30 دی 1383
    252 عضو ، 48 بحث ، 8 مقاله ، 1 لینک

    عصر ارتباط

  • نام کلوب :MATLAB مت لب
    نام انگلیسی : matlab_learning
    تاسیس : 10 شهریور 1385
    105 عضو ، 28 بحث ، 5 آلبوم ، 1 مقاله

    MATLAB مت لب

  • نام کلوب :مهندسی برق مخابرات
    نام انگلیسی : communication
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    378 عضو ، 85 بحث ، 1 مقاله

    مهندسی برق مخابرات

  • نام کلوب :دبیرستان البرز
    نام انگلیسی : alborz
    تاسیس : 5 دی 1383
    319 عضو ، 65 بحث ، 5 آلبوم ، 2 مقاله

    دبیرستان البرز

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد شهرری
    نام انگلیسی : yadegeremam8
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    319 عضو ، 236 بحث ، 2 آلبوم ، 3 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد شهرری

عشق - خدا - گناه
23 آبان 86 - 23:05

تنهایم  نفس هایم به شماره افتادند نام ها از ذهن می گذرد و بدن سرد می شود و خاطره می آید و می رود و گناه را به یاد می آوریم .

انگاه كه به فكر فرو می رویم گناه به یاد می آید ، گناه آزارمان می دهد می خواهیم پاكش كنیم نمی توانیم !!! باران شروع به باریدن می كند قطرات باران صورت را عاشقانه می نوازد و آرامش می یری به معبود فكر كن كه دوستش داری معبود حقیقی اما ایمان ما سست است

گاه كه سختی را می بینیم او را یاد می بریم و به مشكل می رسیم نمازمان دو چندان می شود

ای خدا چه زیابیی در عین آن كه نیستس د رهستی و چه مهربانی در حالی كه هستس و نیستی . هستی تو آرامش است و نیست تو ترس

لیست توصیفنامه ها
11 آبان 86 - 01:34
روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: «می آید، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد.» و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: «با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست.» گنجشك گفت: «لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ كجای دنیا را گرفته بود؟» و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند . خدا گفت: «ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی.» گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت: «و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.» اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد!
19 مرداد 86 - 10:28
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را انیس و مونس ش نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد بصدر مصطبه ام می نشاند اكنون دوست گدای شهر نگه كن كه میر مجلس شد طربسرای محبت كنون شود معمور كه طاق ابروی یار منش مهندس شد لب از ترشح می پاك كن برای خدا كه خاطرم به هزاران گنه موسوس شد كرشمه تو شرابی به عارفان پیمود كه علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد چو زر عزیز وجودست شعر من آری قبول دولتیان كیمیای این مس شد خیال آب خضر بست و جام یخسرو بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد زراه میكده یاران عنان بگردانید چرا كه حافظ از این راه برفت و مفلس شد
5 مرداد 86 - 09:21
روز حساب گر درب بهشت را نگشایند روی ما ** گوییم یاعلی و زدیوار می رویم. می دونی : میلاد خان زاد یزدان امیرمومنان حضرت علی (ع) را به شما ، دوستان شما ، خوانواده شما ، فامیلای شما، همسایه های شما ، خانواده های همسایه شما ، هم كلاسی های شما ، آشنایان شما ، همكاران شما ، فامیلای همكارای شما ، همسایه های همكاران شما ، خوانواده های همكاران شما ، خانواده های همسایه ای همكاران شما ، دوستان همسایه های شما، خانواده های دوستان همسایه های شما و... تبریك عرض می گویم. ::: التمـــــــــــاس دعا ::: :: یا علی :: : یا حق :
__