لیست دوستان :: 7
لیست کلوبها :: 29جوانی 1 اردیبهشت 86 - 02:09 |
سوییچ را برداشتم...ماشین زندگی را روشن کردم و گاز دادم در جاده ی جوانی شروع به حرکت کردم ... شیشه را پایین کشیدم سرم پر از باد شد... و کم کم سرعتی بی محابا...سرعت...سرعت ووووووووووو ناگهان یه تابلو و ترررررررمززز و من و ماشین محکم سرمان به سنگ خورد تابلو را نگاه کردم...رویش نوشته بود : تا عشق هزار کیلومتر الان باز هم رانندگی میکنم....اما همیشه آینه چشمم را با دقت تنظیم میکنم و دنده را میگذارم روی عقل . . . حالا دیگر تا عشق فاصله ای نیست |



















