__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 23
  • نام کلوب :محک
    نام انگلیسی : mahakngo
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1606 عضو ، 249 بحث ، 5 آلبوم ، 2 مقاله ، 5 لینک

    محک

  • نام کلوب :پسرا و دخترای ایرانی
    نام انگلیسی : pesara_dokhtara_miladabi
    تاسیس : 30 دی 1383
    15707 عضو ، 454 بحث ، 4 آلبوم ، 28 مقاله ، 1 لینک

    پسرا و دخترای ایرانی

  • نام کلوب :خلاقیت و ایده های نو
    نام انگلیسی : msnowgirl
    تاسیس : 30 دی 1383
    2485 عضو ، 171 بحث ، 1 آلبوم ، 3 مقاله ، 2 لینک

    خلاقیت و ایده های نو

  • نام کلوب :مولانا جلال الدین محم
    نام انگلیسی : molana
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    3376 عضو ، 63 بحث ، 12 آلبوم ، 46 مقاله ، 19 لینک ، 1 نظرسنجی

    مولانا جلال الدین محمد بلخی

  • نام کلوب :سهراب سپهری
    نام انگلیسی : sohrab_sepehri
    تاسیس : 15 دی 1383
    13350 عضو ، 77 بحث ، 15 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    سهراب سپهری

  • نام کلوب :علی مولا
    نام انگلیسی : molaali
    تاسیس : 30 دی 1383
    3437 عضو ، 406 بحث ، 7 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    علی مولا

لیست توصیفنامه ها
6 خرداد 87 - 12:16
.:: آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند ، دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند ، آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند ، آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل من تو تنهاست بخند!
4 خرداد 87 - 23:54
می خواهم برایت از عشق بگویم از میوه ی تمشك بگویم می خواهم برایت از بهار نارنج بگویم ، كه عطرش پای درختان باغ جاری بود . میخواهم برایت از باغهای آلبالو بگویم ، كه نقاشی بچه ها بود . می خواهم برایت از ساقه های كنگر وحشی بگویم كه چه شیرین و پر آب بود . می خواهم برایت از خوشه های نبسته گندم بگوم ، از غوزه پنبه بگویم . بیش از همه می خواهم برایت از جنگل بگویم ، جنگل سبز و مرطوب و تاریك از راههای باریك جنگل ، از جنگل در باران ، از نور در جنگل از خیال و وهم سبز جنگل ، می خواهم برایت از مه در جنگل بگویم و راز نوازش می خواهم برایت از سایه روشن خیال بگویم . از آلوچه باغ بگویم كه در خاطرات كودكیم هنوز آلوچه می دهد . می خواهم برایت تا عمر گیاه گریه كنم . می خواستم برایت از عشق بگویم از میوه ی تمشك بگویم . . .
29 دی 86 - 01:07
به یادت اشـــك می ریزم به یادت اشك می ریزم اما تو بر نمـــــــی گـــردی ندونستی كه می خوامت ندونستی و بد كردی به یادت اشـك می ریزم كه عشقت مونده تو سیـــنه هنوز عاشقت هستم ولی چشمات نمی بینه من معصوم و خوش باور تو رو عاشق می دونستم می خواستم بكنم از تو نتونستم نتونستم به سم عشق تو افسوس شده آغشته خون مـــــــــن كه زخم تو فرو رفته به مغز استخوان من تو فهمیدی كه دیوونه ام تو دیدی جون برات میدم تا اون شب اون شب آخر تو رو با اون یكی دیدم
__