لیست دوستان :: 23
لیست کلوبها :: 22
لیست توصیفنامه ها13 شهریور 86 - 13:23 | |
سمیه جان تولدت مبارک لپ کشانی ); |
31 فروردین 86 - 01:58 | |
آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود
نقش عشق و آرزو از چهرهء دل شسته بود
عکس شیدایی در آن آئینهء سیما نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود
در دل بیزار خود، جز بیم رسوایی نداشت
گر چه روزی همنشین جز با من رسوا نبود !
در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود
برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود
دیدم آن چشم درخشان را ولی در این صدف
گوهر اشکی که من می خواستم پیدا نبود
بر لب لرزان من فریاد دل، خاموش شد
آخر آن تنها امید جان من، تنها نبود
جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ
آگه از درد دلم وان عشق جانفرسا نبود
ای نداده خوشه ای زان خرمن زیبائی ام
دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود
در دل بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت
گر چه روزی همنشین جز با من رسوا نبود
در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود
برق چشمش زا نشان از آتش سودا نبود
دیدم آن چشم درخشان را ولی در این صدف
گوهر اشکی که من می خواستم پیدا نبود
|
15 فروردین 86 - 14:50 | |
همه می پرسند « چرا شكسته دلت ؟ مثل آنكه تنهایی ؟ ... چقدر هم تنها!پاسخ یك دریا را در قطره نمی توان پیدا كرد ... و سخن هزاران سال را در لحظه نمی شود جستجو كرد ....حرفهای ساده من چقدر در هزارتوی ذهن پیچیده می شود ؟ مگر ساده تر از این هم می توان صحبت كرد ؟! من از قله نمی آیم ... دره هم جای من نیست ... من کا فر عشقم و عشق همراه باد همیشه فرار می كند |























