__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوب ها برای دوستان مقدور می باشد.
کجایی برادرم
19 تیر 87 - 12:21

رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی ! رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود وترانه
و تو که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من ... تو که گمان می کردماز تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی ... تو که گمان می کردم ساده ای وسادگی ام را باور داری ... و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ... افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم ! من ماندم و یکعمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ... کاش کمی از آنچه که در باورم بودی، در باورت خانه داشتم ! کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود ... کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ... رفتی و گریه هایم را ندیدی ... و حتینفهمیدی من تنها کسی بودم که ...........
قصه به پایان رسید و من هنوز در اینخیالم که چرا به تو دل بستم و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!! که چرا تو ازراه رسیدی و همزاد تک تک این ترانه ها شدی ؟!! ترانه هایی که گرچه در نبود تو نوشتهشد اما فقط و فقط مال تو بود که سادگی ام را باور نکردی ! گناهت را می بخشم ! میبخشمت که از من دل بریدی و حتی ندیدی که بی تو چه بر سر این ترانه ها می آید ! ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و بغضی که از هرچه بود از شادینبود ! بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد و تو حتی به ایناشکها اعتنا نکردی ! اعتنا نکردی به حرمت ترانه هایی که تنها سهم من از چشمانت بود ! به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که باهم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایمهم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که سادهفریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !
خدانگهدار ... خدانگهدار ...

 

لیست توصیفنامه ها برای هیچکس مقدور نمی باشد.
__