لیست دوستان :: 1
لیست کلوبها :: 55
لیست توصیفنامه ها11 اسفند 85 - 21:48 | |
زنی چنین که تویی جز تو هیچکس زن نیست
وگر زن است پسندیده دل من نیست
زنی چنین که تویی ای که جز تو هیچ زنی
به بی نیازی بی زینتی مزین نیست |
28 بهمن 85 - 22:16 | |
هر روز
بی تو
روز مباداست! |
13 بهمن 85 - 23:22 | |
دریا پرنده ای ست كه می خواند، من صخره ای كریه و تنومند م
دریا پلی ست بین من و فردا، اما من آن همیشه ی در بندم
اینك تویی كه حادثه ای سبزی، چون پیچكی بر آمده از امواج
اینك منم كه خسته در این ساحل، به بندری غریب همانندم
صد ها فرشته دور و برت هستند، با شال های لیمویی كمرنگ
كم كم جوانه می زند از اعماق، تصویر های سنگی لبخندم
تو حرف می زنی . . . كلمات آرام، از ابر های یخ زده می ریزند
بر من كه سالهاست مه آلودم، بر من كه سالهاست نمی خندم
می خندی و لبان تو می پاشند، بر فلس های نقره ای قلبم
ماه از شكاف بین لبت پیداست، ای كاش من به ماه بپیوندم
این صخره ی بزرگ بدون تو یك لحظه نیز زنده نخواهد ماند
از من مگیر سكر لبانت را، من به تو و لبان تو پابندم
تو باز می روی به دل دریا، چون پیچكی فرو شده در امواج
و آب می شوند به دنبالت، غضروف های سخت و تنومندم
شاید هزار سال دگر روزی، سنگی شوم كه همدم ماهی هاست
شاید زنان كولی قالی شوی، بر ساحلی نمور بیابندم
دریا پرنده ای ست كه می سوزد، دریا پلی ست بین من و پایان
من درد دارم آه، پناهم ده، دارم در این سیاهی . . . می گندم!
|














