__
لیست دوستان :: 116
لیست کلوبها :: 9
  • نام کلوب :داش علی منصوریان
    نام انگلیسی : fashon
    تاسیس : 13 مرداد 1385
    295 عضو ، 32 بحث ، 4 آلبوم

    داش علی منصوریان

  • نام کلوب :بهروز وثوقی مرد برتر س
    نام انگلیسی : behroze_vosoghi
    تاسیس : 3 شهریور 1385
    180 عضو ، 15 بحث ، 1 آلبوم

    بهروز وثوقی مرد برتر سینمای ایران

  • نام کلوب :فوتبال
    نام انگلیسی : fotball
    تاسیس : 28 دی 1383
    5561 عضو ، 1203 بحث ، 8 آلبوم ، 21 مقاله ، 5 لینک

    فوتبال

  • نام کلوب :استقلال تهران
    نام انگلیسی : esteghlal_tehran
    تاسیس : 6 دی 1383
    17653 عضو ، 2305 بحث ، 36 آلبوم ، 48 مقاله ، 37 لینک ، 56 نظرسنجی

    استقلال تهران

  • نام کلوب :سینما و زندگی
    نام انگلیسی : cinemayema
    تاسیس : 24 دی 1383
    63 عضو ، 2 بحث ، 11 آلبوم

    سینما و زندگی

  • نام کلوب :فولاد خوزستان
    نام انگلیسی : foolad_khoozestan
    تاسیس : 1 بهمن 1383
    234 عضو ، 11 بحث ، 5 آلبوم ، 2 لینک

    فولاد خوزستان

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
25 مهر 86 - 21:02
روان پرور بود خرم بهاری که گیری پای سروی دست یاری وگر یاری نداری لاله رخسار بود یکسان به چشم لاله و خار چمن بی همنشین زندان جان است صفای بوستان از دوستان است
16 فروردین 86 - 04:29
قیامتا برخیز دوباره عشق را معنا كن من گم شدم بیا مرا پیدا كن من امده ام كنار تو برخیزی برخیز قیامتا مرا احیا كن تقدیر ان شب تمام تیرگی تقصیر من شد مرگ تمام خند ها تقصیر من شد ان شب كسی از حال و روز من نفهمید دردی به حجم بی كران تقدیر من شد رسوای عالم باز امشب همدم غم می شوم زیر بار غصه ها خم میشوم اه امشب در حضورلاله ها باز هم رسوای عالم می شوم نگاه تو نگاه تو خیالم را گرفته غزلهای تو فالم را گرفته ولی چندیست این اخم نگاهت حسابی حالم راگرفته عصا اگر رفتی و از من دل گسستی اگر رفتی و دور از مننشستی اگر رفتی خدا پشت پناهت چرا دیگر عصایم را شكستی كاش.... چشم من دروازه در می شد دلم گاه از یك بچه سر می شد دلم دیگر از دستش به لب شد جان من كاش مفقود الا اثر می شد دلم اشك قسم خوردم كه بعد از تو نخندم نخندیدم به عهد پایبندم خدا می داند از روزی كه رفتی فقط اشك و غزل را می پسندم بی وفا مگه با اون نگاش شیدام نكرده مگه با دست خود پیدام نكرده حالا كه بی وفا از اب در امد بره دیگهمگه رسوام نكرده
2 فروردین 86 - 20:27
سلام دوست عزیز من ضمن عرض تبریك سال جدید امیدوارم سال خوبی را در كنار خانواده خود داشته باشیدو از شما دعوت می كنم از وب لاگ شخصی من بازدید نمایید ونظر خود را جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگم اعلام نمایید http://www.shahrokh.coo.ir سال 1386 مبارك با تشكر شاهرخ افشار 28/12/1385 یه شب... یه دل تنگ... یه یاد كهنه... یه یار قدیمی... دیشب وقتی كه صداتُ پس از ماهها از پشت سیمهای تلفن شنیدم به سختی تونستم تشخیص بدم كه خودتی... داره باورم میشه كه از یادم میری بیرون... از خاطراتم... چه قدر ازم دور شدی... و چه قدر غریبه... همون غریبه آشنای من كه یه روزی از 100 فرسخی می شناختمت... اما حالا صداتم با من بیگانه است... دیشب وقتی چشمهام رو روی هم گذاشتم تصویر تو در ذهنم نقش بست اما تار بود.... درست نمیدیدم... دیشب دلم برات تنگ شده بود... دلم همیشه برات تنگه... از اولشم تنگ بود حتی وقتی كه كنارم بودی و دستات تو دستم بود.... همیشه ازم دور بودی.... همیشه.... دیشب گوشه چشمام به یادت تر شد.... دیشب دلم یه سوزش عجیبی داشت... دیشب دلم هوات كرده بود.... دیشب... اما تو نبودی.... تو كنارم نبودی... حتی توی خیالم هم درست نمی دیدمت.. دیشب شب بدی بود... واسه بار آخر همه خاطراتتِ‌ُِ مرور كردم... مثل یه فیلم... خیلی سریع... بعضی جاهاش هم stop می كردم و به چشمات خیره می شدم...( آخ كه چه قدر دلم هوای چشمات كرده ) اما بالاخره تموم شد...وقتی خوب به همشون فكر كردم.... یه تصمیم جدید گرفتم... یه قلم... یه كاغذ... یه جفت چشم بارونی... و یه پنجرة بارون خورده... نوشتم... نوشتم... از تو ... از یادت... از دوست دارم ها... از چشمات... از دلتنگی هام ... از رفتنت... از نبودنت و در آخر اینكه..... هنوزم دوست دارم ای عشق دیرینة من یه پاكت نامه... یه عكس یادگاری... یه دل شكسته... یه دست لباس... راه افتادم و رفتم... رفتم و رفتم تا به مقصد رسیدم... یه گوشه خالی... كنار یه قبرستون ... یه قبر خالی... بی نام و نشون...نامه ات بوسیدم و گذاشتم تو قبر خالی... بعد هم عكست رو گذاشتم روش... بعد هم خاك ریختم... خاك ... خاك... خاك یه قبر... یه شمع... یه شاخه گل... یه دل تنگ... حالا دیگه جات مشخصِ ... حالا دیگه لازم نیست دنبالت بگردم... از این به بعد میام این جا... هر وقت دلم گرفت... هر وقت دلم هواتُ كرد... هر وقت خواستم بیام پیشت میام اینجا... دیگه لازم نیست تو خیابونا دنبالت بگردم... تو كوچه ها... تو خاطرات... دیگه منتظر برگشتنت نمی مونم... دیگه منتظر تلفنت نیستم... آخه دیگه مطمئنم كه تو مردی و جات هم گوشه یه قبرستون بی نام و نشونه...
__